۱۳۸۹/۸/۵ ه‍.ش.

آیا زمینه ی آشتی ملی فراهم می شود؟

با یک بسیجی طرفدار نظام در یکی از سایت ها داشتم بحث می کردم. گفت "چرا منافقان و سلطنت طلبان و زخم خورده ها از جنبش سبز طرفداری می کنند؟". منظورش این بود که جنبش سبز کار به اصطلاح منافقان است. گفتم"اولا جنبش سبز یک جنبش فراگیر است و دوما این که از نظر ما هرکس که طرفدار آزادی باشد سبز است و لزوما اصلاح طلب نیست. سوما مردم آزادند هرطوری که می خواهند فکر کنند و هیچ کس نمی تواند این حق مسلم را بگیرد.".ء
بعد از گفتن این به فکر فرو رفتم. حدود 32 سال است که انقلاب شده است.
 انقلابی که قرار بود حتی کمونیست ها هم در ابرازعقایدشان آزاد باشند. اما چنین نشد و امروزه می بینیم که حتی اصلاح طلبان حکومتی هم از تیغ سانسور و حذف شخصیتی در امان نمانده اند و کم کم به مخالفان جدی تبدیل شده اند. حکومت های توتالیتر معمولا دوامشان را در حذف منتقدان می بینند ولی غافل از این که هر چه افراد دوروبر کمتر بشوند زمینه برای نابودی حکومتی مستبد زودتر فراهم می شود و دیگر هیچ کس نمی ماند جز علی و حوضش و ماهیانی که در حوض مستبد راهی جز چرخیدن به دور خود ندارند.
امروزه تعداد بسیاری از نخبه ها و منتقدان کنونی حکومت در غربت به نوعی آواره هستند و شاید سالهاست که از وطن خود به دور مانده اند. همیشه به عنوان یک ایرانی دوست داشتم ترتیبی اتخاذ شود که همه ی ایرانیان مقیم غربت به ایران بازگردند و به هم دست برادری دراز کنیم. بگذارید یک مثال واضح بزنم. امروزه کشور صنعتی ژاپن به یکی از قدرت های بلامنازع دنیا مبدل شده است. همه ی ما می دانیم که دو شهر مهم ژاپن یعنی هیروشیما و ناکازاکی توسط بمب اتمی آمریکا با خاک یکسان شد و امیدی به ساختن دوباره ی شهر نبود. اما امروزه همه شاهد هستند که ژاپن دوباره ساخته شده است و مشکلات آمریکا با این کشور حل شده و حوادث تلخ عمدتا فراموش شده است. این موضوع درباره ی ویتنام هم صادق است که جنگی خونبار را با آمریکا پشت سر گداشت. اما حکومت آخوندی در ایران متاسقانه بعد از 32 سال هنوز منتقدان را منافق می داند و شعار مرگ بر آمریکا سر می دهد به توهم این که اصل پوچ تبری و تولی را اجرا می کند. هنوز در توهمات خود غرق است و می پندارد که همه ی عالم می خواهند براندازی کنند. هنوز پس از 32 سال منتفدان و حتی اصلاح طلبان امروزی را ضد انقلاب می داند که می خواهند انقلاب را نابود کنند! آیا مشکلات ما بیشتر از ژاپن است؟ چرا آن ها توانستند و ما نتوانسته ایم؟ چرا کشورهای اروپایی توانستند مدتی بعد از جنگ جهانی یا هم متحد شوند اما ما هنوز از هم فاصله داریم و مشروطه خواه به کمونیست چپگرا می پرد و رژیم آخوندی مجاهدین خلق را منافق می داند و جنبش سبز را فریب خورده و ضد انقلاب؟
صد در صد که مشکل ما از ژاپن بیشتر نبوده و نیست. اما آن ها توانستند کشورشان را به طور کامل بازسازی کنند اما در کشور ما بعد از 22 سال اتمام جنگ هنوز خوزستان ویران است. اپوزیسیون خارج نشین نمی توانند همدیگر را تحمل کنند و بعد انتظار آزادی دارند. این ها خیلی مهم است. ما اول باید خود را اصلاح کنیم. تا خود را اصلاح نکنیم و به خواست و عقاید تک تک هم میهنان احترام نگذاریم نمی توانیم به آزادی مدنظر برسیم.
حکومت آخوندها هم این را خوب می داند. می داند که اگر زمینه ی آشتی ملی فراهم شود و ایرانیان غربت نشین به وطن برگردند دیگر قدرتمند و سرکوبگر نخواهد بود و نمی تواند خواسته های ارتجاعی خود را پیاده کند.می داند که اگر گروه های اپوریسیون که سال هاست دور از وطنند به ایران بازگردند با این شرط می آیند که دیگر استبداد دینی نباشد. برای همین هنوز دست از گفتن "ضد انقلاب" بر نداشته و با متهم کردن دیگران بقای خود را تضمین می کند. بسیار ساده می توان دریافت که این حکومت فاشیستی است. چون به دنبال "خالص سازی" است و می خواهد همه ی مردم قرائت یکسانی از تمامی پدیده ها داشته باشند. بنابراین به آزادی اندیشه پایبند نیست و نمی خواهد و یا نمی تواند این را دریابد که همه ی مردم نمی توانند مانند هم فکر کنند. تک تک مردم جامعه جهان بینی خاصی را دارند و دنیا و پدیده ها را از منظر خاص خودشان می نگرنند. بنابراین بدیهی است که همه نمی توانند مانند هم فکر کنند و اصولا نباید هم چنین بشود و تحمیل طرز فکر کاری است که حکومت های فاشیستی انجام می دهند. چون همانطور که گفتم به دنبال خالص سازی هستند و جامعه را یکدست می خواهند. 
ایران مال همه است و کسی آن را نخریده است. من همانقدر سهم دارم که هموطن کرد و آذری و بلوچ من دارد. ایران همانقدر مال من جمهوری خواه است که مال یک هموطن مشروطه خواه . من به عنوان یک بی دین که در شناسنامه ام مسلمان درج شده است همانقدر سهم دارم که یک هموطن مسلمان شیعه یا سنی یا هموطن زرتشتی و یا بهایی و یا مسیحی و یا یهودی. همه حق داریم. کسی از کسی برتر نیست و ایران مال همه است. ما می توانیم به قدرت طلبان این پیام را برسانیم که ما همه با هم هستیم و مسایل نژادی و زبانی و جنسیتی ما را از هم جدا نمی کند. ما می توانیم این را نشان بدهیم که ایرانی متحد است و در راه احقاق حقوق از دست رفته ی خود می کوشد به امید این که همه یک روزی در ایران از حق آزادی بیان و اندیشه و قلم بهره مند باشد و حقوق اقلیت ها  گرامی شمرده شود. به امید روزی که دیگر ایرانی در جهان آواره نشود و در کشور خودش خدمت کند و همه ی خارج نشین ها در ایران باشند.

به امید داشتن ایرانی برای همه ی ایرانیان 
  

۲ نظر:

  1. آذری چیه؟

    ترک یا آذربایجانی. چقدر تابلو هست که نویسنده از پان ایرانیستهاست/ بعد ادعای روشن فکری هم میکنند!

    پاسخحذف
  2. مگر پان ایرانیسم مشکلی دارد؟ ما تمامی ایران را دوست داریم و آذری و لر و فارس و کرد و غیره برایمان یکسان است. کسی که در آذربایجان زندگی می کند در درجه ی اول ایرانی است و بعد آذری. نمی دانم این لغت ترک را از کجا آورده ای.

    پاسخحذف

ما از انتقادات شما پشتیبانی می کنیم ولی نظرات حاوی عبارات رکیک و همچنین اسپم حذف خواهند شد. با سپاس از دیدگاه های شما