۱۳۹۰/۳/۱۰ ه‍.ش.

از تصمیم شورای سبز امید در رابطه با تظاهرات ۲۲ خرداد حمایت می کنم و انتقادهایی هم دارم


شورای هماهنگی راه سبز امید طی بیانیه ای مردم را به یک تظاهرات سکوت از ساعت 6 تا 8 بعد از ظهر در روز 22 خرداد دعوت کرد. به نظر می رسد که چنین ساعتی برای تظاهرات مناسب است چون هم به دلیل نزدیک شدن به فصل تابستان روزها نسبتا بلند است و دلیل دیگر شلوغ تر شدن طبیعی خیابان ها در این ساعت به دلیل برگشتن مردم از سر کار است. بسیاری از دوستان عمدتا خارج نشین به تصمیم شورای سبز امید مبنی بر "ساکت" بودن این تظاهرات اعتراض کردند و البته که اعتراض آن ها نیز بی جا نیست. اما به نظر من باید شرایط کنونی ایران برای ایرانیان داخل را هم درک کرد. چند ماهیست که به آن صورت تظاهرات و تحصنی انجام نگرفته است و نمی توان پس از مدتی خاموشی ناگهان استارت سنگین و پر ریسکی را زد. به ویژه که این تظاهرات مختص ایرانیان داخل است و درست به نظر نمی رسد که ایرانیان خارج کشور به این تصمیم حساسیت نشان دهند. درست است که نام سکوت را برای تظاهرات برگزیده اند اما تظاهرات کنندگان خود می دانند چه بکنند. شاید برای کسانی که فرسنگ ها دورتر از خاک ایران و پشت کامپیوتر خود نشسته اند حرف زدن بسیار ساده باشد, اما واقعیت این است که تظاهرکنندگان با هزار ریسک و خطر احتمالی جان خود را بر کف دستانشان می نهند و به خیابان ها می روند. بنابراین تظاهرات سکوت با وجود عدم روشن شدن جهتگیری ها و شعارها برای نفی دیکتاتور مناسب است و همین هم برای مردم و در چنین شرایطی که سرکوبگران انواع وسایل سرکوب را دارا می باشند بسیار شجاعانه است, البته مردم هم در این تظاهرات ساکت نخواهند نشست. ضمن این که برای رژیم موجود این تظاهرات یک بازی باخت-باخت محسوب خواهد شد و در صورت سرکوب مردم بی سلاح و بی دفاع چهره ی پلید خود را بار دیگر به جهانیان نشان خواهد داد.
از سوی دیگر انتقادهایی به شورای سبز امید وارد است. این شورا باید بداند دوران "اندیشه ها و آرمان های امام راحل" به سر رسیده است. مردم ما دیگر به دنبال حکومت ولایت فقیه نیستند و بارها نیز این ادعا ثابت شده است. آقای خمینی با وجود این که گاهی سخنان مردم پسندانه میزد اما در ته افکار و اندیشه های خود حکومت ملی و رای مردم را قبول نداشت. حکومت از دید وی لباسی بود که فقط بر تن روحانیت در زمان غیبت مهدی دوخته شده است و حکومتی که مورد تایید این طبقه نباشد نیز به نظر وی طاغوتی و نامشروع بود و این با دموکراسی و تکثرگرایی در تضاد است. از سوی دیگر عبارت "آرمان های امام" بسیار نامربوط و غلط است. برای این که آقای خمینی اساسا حقی نداشت که برای ملت آرمانی را معین کند. آرمان های یک ملت را خود ملت تعیین می کند و آقای خمینی نیز بایستی دنباله روی خواست و آرمان های مردم می بود. بنابراین به شورای راه سبز پیشنهاد می کنم که اگر واقعا به دنبال برآوردن خواست آحاد ملت ایران و دموکراسی این توده ی زجرکشیده است از عبارت هایی همچون "آرمان های امام" و "دوران طلایی" و سایر عبارت های حکومت پسند دست بردارد و مردم را به از هم گسیختگی نکشاند. دیگر فرقی نمی کند که حکومت از حرف های اصلاح طلبان خوشش بیاید یا خیر چون سبزها دیگر هیچگاه به صحنه ی سیاسی در قالب این حکومت باز نخواهند گشت و آقای خاتمی و امثال او خیالات خامی را در سر می پرورانند. دیکتاتوری موجود اصلاح پذیر نیست و نخواهد بود. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

ما از انتقادات شما پشتیبانی می کنیم ولی نظرات حاوی عبارات رکیک و همچنین اسپم حذف خواهند شد. با سپاس از دیدگاه های شما