۱۳۹۰/۷/۲۸ ه‍.ش.

انقلابیون لیبی با کشتن قذافی اشتباه بزرگی را مرتکب شدند / آیا لیبی به دموکراسی خواهد رسید؟




کار قذافی و رژیمش تمام شد و پرونده اش نیز بسته شد هرچند که پرونده رسیدن به حکومت ایده آل مردم لیبی هنوز باز است ولی روشن نیست که آیا چنین چیزی شدنی است و یا ملت لیبی قرار است از چاله به چاه بیفتد. 
امروز خبری داغ و مهم در خبرگذاری های مهم جهان منتشر شد و آن کشف محل اختفای سردمدار سابق لیبی و مجروح شدن وی بود که ظاهرا سپس به دلیل خونریزی های ناشی از تیراندازی جان سپرد. عکس ها و ویدئوهای زیادی از آن منتشر نشده است و معدود ویدئوهای مربوط به لحظات آخر قذافی کیفیت مناسبی ندارند اما صحت خبر را تایید می کنند. در یکی از ویدئوها قذافی را نشان می دهد که خون آلود زیر دست و پای مردم در حال جان دادن است و ویدئوی دیگری که در یک آمبولانس گرفته شده است که قدافی را مرده نشان می دهد و البته منابع خبری نقل می کنند که دو تیر یکی به سر و دیگری به شکمش اصابت کرده که باعث مرگ قذافی شده است.
موضوع مهمی که نباید از قلم بیفتد این است که سرنوشت لیبی بعد از قدافی چه خواهد شد؟ آیا باید منتظر حکومت اسلامگرایان باشیم و یا شاهد بهتر شدن وضع لیبی و دموکراسی نسبی خواهیم بود؟ با اوضاع فرهنگی مردم خاورمیانه و شمال آفریقا نباید انتظار داشت که لیبی به یک دموکراسی قابل قبول برسد بویژه اگر ایدئولوژی اسلامی بخواهد خود را در موضوع حکومت داری دخیل ببیند. فراموش نکنیم که حکومت لیبی تا حدودی سکولار بود گرچه قذافی خود را رهبر و فرد مهمی در جهان اسلام می دانست. در ویدئوهایی که در حین دستگیری و احتمالا پس از تیراندازی به قذافی منتشر شده است شورشیان را می توان دید که فریاد الله اکبر سر می دهند. معلوم نیست که چرا به قذافی تیراندازی کرده اند در صورتی که بسیار بهتر بود که او را دستگیر کرده و محاکمه می کردند و لااقل دفاعیات مردی که چند دهه بر آن ها حکمرانی کرده را می شنیدند. قذافی با وجود این که یک دیکتاتور بود و صدای مخالفان را خفه کرده بود اما نسبت به کشورهای دیگر آفریقایی تا حدودی مدرن بود. قذافی آدم کشت و اعدام کرد، اما معترضان که در واقع دغدغه ی حکومت انسانی و بهتری را داشتند با کشتن او اشتباه بزرگی را مرتکب شدند و این اشتباه در حافظه تاریخ ثبت خواهد شد و البته آب رفته به جوی باز نخواهد گشت. شاید این اشتباه که ناشی از برخورد شتاب زده و احساسی معترضان به ماجرا باشد، در آینده گریبان خودشان را بگیرد و همان سرنوشتی را تجربه کنند که ما ایرانیان پس از سال ۵۷ آن را تجربه کردیم. برخوردهای شتاب زده که ناشی از شور انقلابی مفرط است مانع از تحقق دموکراسی و تحمل دیگران در آینده خواهد شد. در ایران سال ۵۷ هم که در انقلابیون توهم و تعصبات اسلامی با اندیشه های چپی و مارکسیستی آمیخته شده بود چند اشتباه مرگبار رخ داد و یکی از آن اعدام سریع بسیاری از افسران و درجه داران حکومت شاهنشاهی بود و دومی ماجرای گروگانگیری سفارت آمریکا در تهران بود که بعدها مشکلات زیادی را به وجود آورد. حتی برای مثال انقلابیون سال ۵۷ خورشیدی در ایران به فاحشه خانه های شهرنو یورش بردند و زنی را آتش زدند و تکبیرگویان او را حمل می کردند که در آرشیو تصاویر قدیمی هنوز موجود است. بسیاری از انقلابیون که در آن زمان جوانی بیش نبودند امروزه احساس پشیمانی می کنند و به اشتباهات بیشمار خود واقف هستند.
به پایین کشیده شدن قذافی به قول میرحسین موسوی سرنوشت تمامی فراعنه ای است که عبرت نمی گیرند و قذافی هم یکی از آن ها بود. نابودی حکومت قذافی شاید هشداری دوباره به دیکتاتورهایی نظیر ولی فقیه باشد که فکر می کنند تا ابد در قدرت هستند و وضع ثابت خواهد ماند. قذافی به هر حال به تاریخ سپرده شد اما امروز تصمیم خطیری بر دوش مردم لیبی نهفته است. آیا لیبی موفق خواهد شد که خود را از موانع و باتلاق های صعب العبور جلوی راهش برهاند و یا گرفتار حکومتی بدتر خواهد شد؟ ساده اندیشی است اگر گمان کنیم که غرب به فکر آزادی در کشورهای استبداد زده است، آمریکا و کشورهای اروپای غربی اگر منافعشان اقتضا کند با مستبدان به مقابله بر می خیزند وگرنه ممکن است حتی به طرف سلطان مطلقه عربستان سعودی دست دوستی دراز کنند و با حکومت ملایان در ایران پنهانی و آشکار مماشات کنند. اگر قذافی اینچنین از میان برداشته شد برای این بود که تاریخ مصرفش احتمالا تمام شده بود!
سومین دیکتاتور بهار عربی نیز از فهرست سردمداران معاصر جهان خط خورد. نفر بعدی چه کسی خواهد بود؟





۳ نظر:

  1. دوست عزیز اولین باریست که تارنمای شما را می بینم.فقط از عکس جناب کسروی در میان ان پارسیان قدر یکه خوردم! ادم میتواند مخالف مذهب باشد. ولی حافظ را تخریب کردن خط قرمز پررنگیست. داستان کتاب سوزان بماند.به امید ایرانی ازاد واباد.پیروز باشید

    پاسخحذف
  2. دوست عزیزی که زنده یاد کسروی رو لایق نمیدونید ، شما همهء زندگیتون روشناییست ؟ هیج تصمیمی نگرفتید که شایستهء نقد باشه ؟ و آیا اگر گرفتید کسی حق داره شما رو حذف کنه ؟ کمی منصف باش برادر

    پاسخحذف
  3. حمله شخصی شروع شد؟ مگر عکس من انجاست؟
    مسئله وزن اشخاص است در تاریخ. این پارسی که بنده و شما داریم امروز بکار می بریم حاصل تلاش فردوسیست. ملی شدن نفت و ... تلاش مصدق است. تلاشهای امیر کبیر و ستار خان تاریخیست. در این میان نقش اقای کسروی ان وزن را ندارد و تلاش ایشان در مورد روشنگری بی ثمر ماند.جامعه نپذیرفت حال چه ما خوشمان بیاید چه نیاید. با حلوا حلوا کردن دهان شیرین نمی شود.

    پاسخحذف

ما از انتقادات شما پشتیبانی می کنیم ولی نظرات حاوی عبارات رکیک و همچنین اسپم حذف خواهند شد. با سپاس از دیدگاه های شما