۱۳۹۱/۱۱/۱۰ ه‍.ش.

چرا باید انقلاب می شد؟ (نقدی بر نوشته اخیر محمد نوری زاد)

کم کم به سالگرد ٢٢ بهمن می رسیم. انگار ٣٥ سال از وقوع انقلاب تاریخی ایران در قرن ٢٠ گذشته است، انقلابی که هنوز جای زیادی دارد تا درباره اش تحقیق و تحلیل و ریشه یابی شود و به آسیب شناسی در مورد آن پرداخته شود.
آقای نوری زاد اخیرا مطلبی نوشته است با عنوان: ای کاش انقلاب نمی کردیم (اینجا)، و این چیزی بود که باعث شد پس از مدت ها دست به نوشتن ببرم. برای من شخصا جالب است که یک فرد که سابقا در روزنامه کیهان به تمجید از خامنه ای می پرداخته است ناگهان تا این حد تغییر جهت داده و از نظام اسلامی انتقاد می کند. البته کاملا بجاست، افراد همیشه در حال تغییرند و انسان موجودیست متفاوت از سنگ که در بستر زمان ممکن است تغییر کند، حال که سنگ نیز در طبیعت ممکن است تغییر کند چه رسد به این که صحبت ما در مورد یک موجود اجتماعی با عواطف انعطاف پذیر باشد. در هر صورت آقای نوری زاد پس از نوشتن یک سلسله نامه های با مضمون نصیحت رهبر حکومت اسلامی و ضبط چندین ویدئو که احتمالا در سایت شخصی وی موجود است، به نوشتن های گاه و بیگاه در مورد حکومت فعلی پرداخته است. در متن "ای کاش انقلاب نمی کردیم" صحبت از این کرده است که اگر ما انقلاب نمی کردیم وضعمان از اینی که هست بهتر می شد و از لحاظ آزادی و درامد سرانه و رفاه و آسایش و توسعه فناوری در جایگاه بهتری می بودیم. البته من فکر می کنم که واقعیات تاریخی با اما و اگر نوشته نمی شوند و تاریخ نیز برگشت پذیر نیست. انقلاب باید رخ می داد چون ایران به یک تغییر نیاز داشت و این تغییر جلوگرفتنی نبود، واز طرفی این تغییر نیز گامی نه مثبت رو به جلو که بارور شدن و اجرایی شدن آن ذهنیت عقب مانده ای بود که در پستوی جامعه نهان بود، در پستوی جامعه ای که به ظاهر مدرنیسم و همراه با رقص و آواز و پادشاهی قدرتمند و درباری شیک پوش و مدرن و در عین حال استبدادی، ولی در عمق جامعه ایران نشانه هایی از جهل و خرافات و عقب ماندگی آرمانی مشاهده می شد. انقلاب یک روند تاریخی حتمی بود چون جو اجتماع به آن سو میرفت و همه مانند ساعت کوکی خواستار یک تغییر بنیادین بودند, من فکر می کنم که انقلاب دنده ایران را کلا عوض می کرد و از یک شرایط به شرایط دیگر اجتماعی می رساند، هرچند که شرایط ایدئولوژیک انقلابی گری به صورت تئوریک وجود داشت اما در سال ٥٧ به مرحله عمل رسید. مردم ایران عملا به دنبال آزادی و دموکراتیزه کردن نهادهای قدرت نبودند، بلکه بسیار ساده خواستار تغییر به سوی یک مدینه فاضله بودند که آخوندها در گوش مردم زمزمه می کردند. زمانی زنده یاد احمد کسروی می نالید که مردم عامی به سربازی نمی روند چون ملایان خدمت در یک حکومت جائر را مردود شمرده اند، بله مردم ایران چنین بودند و در پستوی اجتماع به ظاهر پر زرق و برق چنین اندیشه های عقب افتاده ای وجود داشت. مردم ایدئولوگ زده و زیر فشار روانی آخوندها باید انقلاب می کردند تا ناخودآگاه اسلام عملا در جامعه عیان شود و روشن شود که دین و محصول آن یعنی ملاها چه طاعونی هستند. اگر انقلاب نمی شد مردم غالبا به ذات ملا و آنچه از دین نمی دانستند، پی نمی بردند و در واقع هر آن امکان داشت که زیر یوغ آخوند قرار بگیرند، چنانچه آن زمان به صورت روانی زیر کنترل آخوند بودند و عملا نه، و بعد از انقلاب عملا زیر کنترل آخوند قرار گرفتند ولی کم کم از آن دل کندند به نوعی که امروز می بینیم که مردم به آخوندها بهایی که قبلا می دادند نمی دهند هرچند که کنترل دولت و اقتصاد و همه چیز ایران دست آن هاست.
در حکومت پهلوی ها هم زندان و شکنجه و فساد دولتی گسترده و استبداد وجود داشت و ما نباید از این نکته غافل شویم. شاه همان ولایت فقیه بود منتها در شکلی دیگر، خود را پدر و قیم ایران می دانست و این خاصیت دیکتاتورهاست که ملت را حقیر می بیند و خود را سرور، چه آن که قدرت مطلقه هم شده بود و البته تفاوت او با ولایت فقیه اسلامی تنها در سکولار بودن نسبی او بود و این نشان می دهد که ولایت فقیه اسلامی  در پستی گوی سبقت را از "آریامهر" ربوده است. در واقع حکومت پهلوی ها معجونی از استبداد و مدرنیسم بود ولی بر خلاف آنچه آقای نوری زاد گفت نمی توانیم تصور کنیم که اگر انقلاب نمی شد چه می شد. قبلا هم گفته ام تاریخ با اما و اگر مفهوم پیدا نمی کند و تاریخ صرفا چیزی است که گذشته است و ما باید در مورد آن که هست و گذشته است قضاوت کنیم. به عنوان یک رئالیست نمی توانم تصور کنم که انقلابی رخ نمی داد، انقلاب باید رخ می داد چون پتانسیل جامعه ما این بود، باید انقلاب رخ می داد چون آن مرحله از بازه زمانی تاریخ ایران به آخر رسیده بود و باید جامعه ما مانند ماشین از یک دنده ناگزیر به دنده دیگر می رفت و تاریخی جدید اما ادامه دوران قبلی را می پیمود. چنانچه به عقیده من و بر خلاف عده بسیاری نمی تواند از چاله به چاه بیفتد چون اگر از ظواهر جامعه ایران در سال ١٣٥٦ بگذریم، همانطور که گفته ام جهل و خرافات و عدم دانش برای تشکیلات دموکراتیک و عامی بودن مردم در آن موج می زد. به عقیده من یک جامعه ایده آل ناگهان به ته دره سقوط نمی کند, بلکه حتما در شرایطی اتفاق می افتد که پیشزمینه های آن در جامعه فراهم بوده و طرز تفکر جامعه غیر دموکراتیک و انقلابی (به آن مفهوم نابخردانه احساساتی) باشد. غیر ممکن است تصور کنیم که یک جامعه با یک انقلاب نابهنگام, خود را از عرش به فرش می رساند بلکه واقعیت این است که خود آن جامعه پیش از انقلاب نیز از انحطاط فکری و عقلی رنج می برده و پتانسیل آن را داشته است که به انقلابی احساساتی دچار شود. میوه از درختش مشخص می شود و انقلاب سال 57 از طرز تفکر اجتناب ناپذیر جامعه پیش از انقلاب هویداست. بنابراین من عبارت از چاله به چاه رسیدن را قبول ندارم چون مردم همان مردم بودند و تنها طرز تفکرات انقلابی در قالب سیاسی به ثمر نشست و شد آنچه که ما دیدیم. خمینی از آسمان بر روی ایران نیفتاد, یک ایرانی بود و از میان مردم, کاری کرد که جمع جمیع مردم می خواستند و انقلابی انجام شد که با پتانسیل ساختار اجتماعی و فرهنگی آن زمان متناسب بود. خمینی محصول قرن ها خرافات مردم شیعه ایران بوده است، فردی از جنس خودشان منتها کمی محکم تر!


-----------------------------------------------------------------

۱۶ نظر:

  1. سلام دوست عزیز
    لطفا اگر دعوتنامه بالاترین دارید برام ارسال کنید .
    ezraeil.fereshtegan[at]gmail.com

    پاسخحذف
  2. با نظرتان موافقم البته کسانی که از میان جوانان انقلاب 57 را محکوم میکنند حتی قادر به تصور شرایط آنزمان هم نیستند. آنها در دوره ای زندگی میکنند که ندا که شهید شد 10 دقیقه بعد جهان شاهد آن جنایت شد و ما دردورانی بودیم که هیچ امکان آگاهی یابی درست و بی طرفی هم نداشتیم. برای گرفتن خبر باید گوشمان را به بی بی سی روی موج کوتاه میچسباندیم تا خبر شویم در همین کشورمان چه میگذرد.

    پاسخحذف
  3. درست است باید ریشه های خرافات،مخصوصا خرافه های مذهبی عوض میشد ولی برعکس شد ۰آنروزها رابخاطر دارم سعی میکردم برای بسیاری از دوستان و همکارانم توضیح دهم که اگر بخواهد تغیری بوجود آید نباید بدست آخوند صورت بگیرد ولی آنزمان گوش کسی بدهکار کلام نبود۰راه ملت ما که دنبال رو آخوند ریا کاری چون خمینی شدند غلط بود۰

    پاسخحذف
  4. ملتی که دنبال رو اعراب 1400 سال پیش باشد و برای یک عرب مفنگی که به زنان ایرانی تجاوز میکرده و برای قدرت کشته شده است , حقیر است . شاه حق داشت این ملت را حقیر ببیند (هرچند حقیر نمیدید) برای اینکه برای این احمقها چیزی را میخواست که سزاوارش نیودند. این ملت باید در شپش و کثافت غلط میخورد و پیش آخونده میرفت برای طبابت و نه حقش دانشگاه بود و صنعت و بهداشت!

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. شما شوربختانه نقش استبداد شاه را نادیده گرفته اید. من دوباره تکرار می کنم این تقصیر استبداد شاه و همچنین خرافات مردم بود که باعث شد بازسازی استبداد صورت بگیرد. شاه حق نداشت قیم مردم باشد و برای مردم بهداشت وسعادت بیاورد بلکه می بایست در خانه خود بنشیند و نمایندگان بر حق مردم این کار را بکنند, در نتیجه حکومتش ساقط شد اما نبود تشکلات سیاسی در میان ایرانیان و وجود خرافات باعث شد که بازسازی استبداد پس ار سقوط استبداد پهلوی, به صورت به مراتب بدتر رخ بدهد.

      حذف
  5. duste aziz hamin afkare shoma bud va hast keh baraye khodtan miborido miduzid keh in hokumat bevojud omadeh , dar asl dast pokhte shoma be estelah roshanfekrast hala jorate goftan inkeh eshtebah kardim ham nadrid faghat migid na diktator bud , duzdi mikard baseh digeh akheh ta kay dorugh, pahlaviha nabudand shoma keh hamin savade khondano neveshtan ham nadashtin ama baese tasofe aghlo shour durangi va .va ehtiaj be zaman dareh keh bad az 85 sal hanuz ham nadarid. vaghan baese tasofe

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. 1- لطفا پینگیلیش ننویسید

      2- متن را دوباره بخوانید منظور من نبود که شاه مستبد خدمت نکرد بلکه می گویم چرا انقلاب باعث به ثمر رسیدن آزادی نشد. فرق من با شما این است که من رئالیست هستم و شما خیر.

      حذف
  6. بله، ۵۷ سال روشنفکران و پهلویچی ها به مردم خود ایران گفتند امل و خرافاتی و توی سر مردم ایران زدند که لختی و مکلا و کراواتی موجود برترند و چادری و ریشو و عمامه به سر احمقند و دین کار عقب افتاده هست. همان احمقها که دیدند حقی از کشور آبا اجدادیشان به آنها هم می رسد و نادیده گرفته شده اند حق این تازه به دوران رسیده ها را کف دستشان گذاشتند. ولی باز هم می بینیم که آقایان از رو نرفته اند و نظریه صادر می کنند و روزی از نو روزی از نو. خوب اگر مردم ایران معتقد به دین طاعونی هستند، مردم ایران هستند، مملکت مال آنهاست می خواهند آنرا طاعونی کنند و آقا بالاسر هم نمی خواهند که برایشان فیس و افاده روشنفکری کند اگر به درد آنها فکر نمی کند. این راهی که شما هم می گویید یک بار طی شده و شکست خورده جان من، چون انقلاب شد.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. نه جناب اشتباه گرفته اید. آنکس که ملت ایران را احمق و شپشو و بی لیاقت میخواند روشنفکران در کل ان نبودند، بلکه مشتی خائن، مزد بگیر حقیر دربار وابسته پهلوی بودند که برای توجیه دزدیهای خود و غارت مردم باید این نظریه های عجیب و غریب را از خود در میاوردند. نظریاتی که مشابهش را در بالا میبینید.
      چنان کودتا، ظلم، تبعیض و ارتجاع را به بهانه "خرافه" توجیه میکنند، انگار از این نظر ایران منحصر به فرد است. گویا سوئیس و فرانسه و آمریکا افراد خرافاتی و مذهبیون کله خر ندارد.نمیفهمند که مردم سوئیس اتفاقا بسیار مذهبی هستند، منتهی جامعه سوئیس جامعه ای سکولار است.
      روشنفکران واقعی ایرانی امثال تقی ارانی ها، مصدق ها، محمد مسعود ها، کریمپور شیرازیها بودند که بر سر پیمانی که با جامعه داشتند، جانشان را گذاشتند و استعمار و ارتجاع را هم تئوریزه نکردند.
      روشنفکران واقعی ایران شاه و شیخ را به یک اندازه دشمن مردم ایران میدیدند و با هر دو به مخالفت برمیخاستند. اتفاقا شیخ و شاه هم هر دو به یک اندازه با جامعه مدنی ایران مخالف بودند و کودتای ٢٨ مرداد را هم شیخ و شاه با کمک هم، بر علیه جامعه مدنی ایران انجام دادند. شعارهای مردم هم اساسا شعارهای اسلامی نبود. بلکه شعارهای مربوط به آزادی زندانیان سیاسی، رفاه و آزادی و غیره بود که مفاهیمی کاملا سکولار بودند.
      این جماعت پهلویچی ادعا میکنند که ایران جامعه ای عقب مانده و متعصب بود و بهمین دلیل هم لیاقت رضا قلدر یا خمینی را داشت. اگر این حرف درست باشد، اتفاقا از جمله بهمین یک دلیل باید دستگاه شیخ و شاه را برای رسیدن به آزادی و دموکراسی و پیشرفت، از قدرت انداخت و راه این انگلها را برای رسیدن به قدرت از آنها گرفت.
      البته بر خلاف آنچه نویسنده پست ادعا میکند، هدف مردم شرکت کننده در انقلاب دموکراتیزاسیون قدرت بود. منتهی از آنجا که انقلاب ایران، انقلابی توده ای و نه طبقاتی بود، طبیعی است که دسته جات عقب مانده مذهبی هم با ان شعارهای عریض و طویل در ان راه پیدا میکنند، بخصوص که شاه و ساواک سالها گروه های سکولار را با کمک همین آخوندها سرکوب کرده بود و برای بسط و گسترش دستگاه آخوند، مبالغ هنگفتی را سخاوتمندانه در اختیار آخوندها قرار میداد. نهایتا هم وقتی رژیم شاه شکست را نزدیک دید، به دستور ژنرال هویزر آمریکایی ارتش را به خمینی و دار و دسته ارازل و اوباش اسلامی تحویل داد که با ان کمونیستها، ملیون و دیگر آزادیخواهان را سرکوب کند. حالا هم که این جماعت بوی کباب به مشامشان خورده است، دارند تاریخ مورد دلخواه خود را برای هموطنانی که در آنزمان نبوده اند، مینویسند، تا بلکه سوار بر امواج توهم هموطنان جوان بقدرت برسند و بساط غارت ٥٠ ساله دیگری را پهن کنند. جالب آنست که این جماعت ورشکسته به تقصیر حالا هم بجای خجالت، دارند کر کری های ضد مذهبی میخوانند و چپ و راست به خود مدال مبارزه با خرافات را میدهند انگار نه انگار که دستگاه های ارتباط جمعی ارتجاع پهلوی نقش مهمی در ترویج ارتجاع اسلامی داشت.

      حذف
  7. dust man moshkel injast keh enghlabe 57 enghelabe mardome am nabud balke rushan fekrhaye be estelah rushanfekr bud mesle bazargan keh ferestadanesh ba pule mamlekat alman dars bekhoneh miad ketabe ahkame taharat mineviseh ya martikeh banisadr foghelisanse eghtesad dasht vali khomeini guft eghtesad male khare hamon khodesho bekhariat zad bale dusre azi taghzire pahlavia nandaz khedmti keh be mamlekate ma kardan hich kas nakardeh vaela mesle afghanstan dargir ba talebabn budim

    پاسخحذف
  8. البته منیؤه خانم باید به دستور وبرنامه های توده ای ها که هنوز هم بی بی سی ر ا دراختیارپدارند به دروغ اعلام میکردند که فردا دوشنبه مثلا بازایان اصهفهان یا شیراز اعتصاب میکنند که درست نبود بنا براین بازاری های دیگر شهر ها هم موج گیر میشدند بی بی سی به گفته ای 200 میلیون پوند هزینه انقلاب کرد ما باید انقلاب میکردیم زیرا باید برای گرم کردن دنیای غرب نفت میدادیم وشاه مسلط شده به اوپک اعلام کرد دیگر قرص خواب آور نحورید مراچعه بفرمایید به فیلم مستند مازیار بهاری سقوط شاه البته بنده خر چندین سال قبل از انقلاب به د ام برادران امروزی حاکم افتاده بودم وخر شده بودم ویکی از آتش بییاران معرکه بودم نظام گشته تبلیغ نمیکرد امروز یک پایه برق 1 پایه نه بیشتر در دهی مینشانند ده بار تکرار میکنند گاهی به تلویزیون ایران نگاه یادت خواهد آمد که اینرا که امروز گفت چند ماه پیش هم گفته بود بنام یک دهاتی شاهد اصلاحات ارضی سپاه دانش خصوصا بهداشت وترویج بودم ودیدم که چه تاثرات ودگرگونی های عضیمی گذاشت حتا در 55 در دهات کودکستانها دایر شده بود آن نظام راه درستی میرفت ما غلط اما امروز نیز کسانی امثال شما ونظیر همین بلوگ وجود دارند که تنها پر مدعایند بنده که خود مصدقی بودم با همان روش ومرام مصدق امروز به مرحوم شاه آفرین میگویم گرچه این دوستان خیلی ها را با این روششان از مصدق راندند ومیرانند هنوز زود است بگذارید ایرات ایرانستان بشود آنگاه بفرمایید که باید انقلاب میشد مقاله ای دکتر خاوند دارد که تحلیل میکند که آری ما یک ابر قدرت اقتصادی داشتیم میشدیم برای دموکراسی هم اول باید طبقه متوسط رشد میکرد تا فهم آن بوجود آید وشاه هم این دستور را داده بود که در دوشهر از شهر های شما انتخابات کاملا آزاد صورت گیرد ورفته رفته آنرا به همه جا گسترش دهند افسوس این فرصت پیش نیامد البته به شاه ایراد نگیرید 3 بار میخواستند اور ا بکشند چه کسانی برادران سیبیلوی مارکسیست که اگر ایران را هم بقول خودشان به بهشت بلوک شرق وصل میکردن امروز بیشتر از آلبانی مشتی گدا گشنه یا بلعارستان نبودیم هم مذهبی ها باید شرمنده تاریخ ایران باشند هم برادران یا رفقای مارکسیست که هردو طبل تو خالی بودند یا بهتر است بگویم بودیم

    پاسخحذف
  9. من فکر می‌کنم منظور نوری زاد بیشتر انتقاد از وضع اسفناک موجود است تا این که به مقایسه با دوران پهلوی. ولی‌ یک واقعیت را با او صد در صد موافق هستم آن جایی که در آغاز میگوید تغیرات ناگهانی وقتی‌ در زمانی‌ اتفاق بیفتند که جامعه از رشد و پختگی برخوردار نیست سبب هدر رفتن سرمایه‌های ملی‌ میشود.

    حال ممکن است بعضی‌‌ها بگویند "تمام تقصیر شاه بود و..." به نظرمن این یک داوری شتبزده است. زیرا شاه هم محصول همین جامعه بود، پس از ۲۵۰۰ حکومت پادشاهی آیا این واقع بینانه است انتظار داشته باشیم شاهان پهلوی یک شبه دمکرات شوند؟ پس نقش "روشنفکران" چه؟ حال گیریم شاه هم غفلت کرد و ما مردم عادی را با اصول دموکراسی اشنا نکرد و ما هم گول آخوند‌ها را خوردیم، پس این آقایان "روشنفکر" چرا غفلت کردند؟

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. نظر من هم همین است, شاه و خمینی هر دو محصول همین ملت بودند. ما مردم متاسفانه کمبود تشکلات مفید سیاسی و درنتیجه ذهنیت استبدادی داشتیم و منظور من این است که باید خود را اصلاح کنیم. البته 2500 سال پادشاهی توجیهی برای استبدادی بودن پادشاهان پهلوی نیست چون ظاهرا از سال 1285 مشروطه ای وجود داشته و ضمنا از سال 1320 تا 1332 آزادی نیم بندی وجود داشته است.

      حذف
  10. توضیح واضحات هست خیلی جاها.. نهایتا هم نتیجه گیری که خودتون خواستن رو کرده اید...

    پاسخحذف

ما از انتقادات شما پشتیبانی می کنیم ولی نظرات حاوی عبارات رکیک و همچنین اسپم حذف خواهند شد. با سپاس از دیدگاه های شما