بیش از یک سال از ایجاد کمپین یادآوری امام نقی به شعیان می گذرد. در این مدت طرفداران بسیار پیدا کرده و سروصدای زیادی در محافل مجازی به راه انداخته است. ایرانیان دگراندیش هر زمان که از فشارهای اجتماعی به تنگ آمده بودند به طنزهای سیاسی و اجتماعی پناه جسته بودند اما این نخستین بار است که چنین بت شکنی در رابطه با تقدساتی می شود که هاله ای از تابو به دور آن پیچیده شده است. می گویند که هیچ چیز آنقدر مقدس نیست که نتوان آن را به طور کامل از نقد و تقدس زدایی مبرا دانست و من چنین چیزی را باور دارم. شاید آنچه که قشر مذهب مدار جامعه نامش را تقدس بی چون و چرا نام نهاده اند به قیمت نابودی یک جامعه انجامیده باشد، پس چرا آن را باید در محفظه ای روی تاقچه گذاشت و آن را بدون خطا دانست و فضای نامطبوع کنونی جامعه را به گردن دیگر عوامل انداخت؟ آن چه مشخص است این است که پس از ٣٤ سال تجربه حکومت دینی که مشروعیت خود را کماکان از این طرز تفکرات می گیرد و جامعه ایرانی را نیز به خواب برده است، نقد سازنده دیگر صد در صد پاسخ نمی دهد و ناگزیر دگراندیشان به نقد سوزده پناه می برند. بسیار جای شگفتی دارد که برخی از مردم با این که زیر شرایط خفت باری زندگی می کنند و به آخر خط رسیده اند باز هم ایراد را از اعتقادات خرافی و خانمان برانداز نمی بینند و دور آن را هاله تقدس می کشند چنان که آن کامل و پاک است و هر چه بدبختی اس زیر سر مجریان دین است که مشغول سو استفاده از احکام الهی هستند! روشن نیست که از یک سوراخ چند بار باید گزیده شویم تا بفهمیم باید لااقل در برخی از اعتقاداتی که عموما به طور ارثی به ما رسیده و یا جامعه و خانواده وآموزش و پرورش در تزریق آن ها سهم داشته اند، تجدید نظر کنیم و نگاهی نو به آن ها بیفکنیم.
اخیرا نیز آهنگی از شاهین نجفی خواننده ایرانی مقیم آلمان به نام "آی نقی" منتشر شده است که بی ارتباط با موضوع فیسبوکی نقویت نمی تواند باشد، و حساسیت زیادی نیز برانگیخته است. چنانچه پست های زیادی از این قبیل به بالاترین نیز ارسال شده است.
نقویت و احادیث آن چنانچه می دانید واقعیت عینی ندارد و مرتبط با شرایط روز جامعه خود ما ساخته می شود و وسیله ای برای فریاد نسل سوخته به شمار می رود، احتمالا وسیله ای برای تسکین درد آنهاست؛ مردمی که از همه چیز بریده اند و به این شیوه اعتراض پناه می برند. ما نه می دانیم که خود نقی (هادی) که بوده است و نه از ادعای قرن ها روحانیت شیعه سر در آورده ایم. اگر به فیلم هایی که در رابطه با امامان شیعه از طرف صدا و سیما ساخته شده است نگاهی بیاندازید می بینید که شکل و شمایل آن ها را نشان نمی دهند و چنان می سازند که گویی فرشته ای هستند که از بالا به زمین افتاده است. عمدا چنان می سازند که آنان را در هاله ای از تقدس نگه بدارند، چه که اگر شمایل آن ها نشان داده می شد کم کم تقدس ساخته شده در ذهن عوام نیز کمرنگ می شد و مردم در ضمیر خود آنان را زمینی و مانند خود دانسته و آخوند نمی توانست ذهن مردم را آنچنان که باید کنترل کند، اینجاست که اهمیت این کمپین مشخص می شود. آنچه (حداقل برای من) روشن است این است که امامان شیعه خود نیز افراد خاصی آنچنان که از خردسالی به ما یاد داده اند نبوده اند و این دستگاه آخوندی بوده که جایگاه آنان را بسیار اغراق آمیز نشان داده است. مردم ما همیشه عادت داشته اند که از کاه ناگهان کوه بسازند، در رابطه با امامان شیعه افسانه پردازی ها و خرق عادت ها و اغراق ها بسیار شده است. شاید اگر ما بر فرض مثال به آن زمان برگردیم از دیدن امامان شیعه و رفتارهای آن ها بسیار متعجب شویم. نظریه رئالیستی به ما می گوید که امامان شیعه مانند بقیه بودند و تقاوتی نداشته اند حداکثر رهبر قشری از جامعه بوده اند که سپس پیروان آنان اکثریت جامعه ایران را تشکیل داده است. جالب اینجاست که اگر شما از یک عربستانی بپرسید که امام علی النقی که بود احتمالا پاسخی دریافت نخواهید کرد! چرا که امامان شیعه خدمت خاصی به بشریت نکردند و یا اقدام مهم تاریخی نکردند که بتوان آن را جهانشمول دانست. شاید نیاکان ما نیز در برهه ای از زمان ناگزیر به امامان شیعه پناه برده بودند اما مسئله امروز امامت در دنیای امروز بسیار مضحک تر از آنی هست که بشود راجع به آن بحث کرد. می گویند که به اعتقادات مردم توهین نکنید که مانع دموکراسی است، من هم می گویم که این برای زمانیست که حکومت دینی نباشد. وقتی حکومت دینی باشد دلیلی برای احترام به این باورها وجود ندارد، اعتقاداتی که با آن طی چند دهه جان هزاران نفر بیگناه را گرفته اند جای دفاع و احترام ندارد.
من نیز به نوبه خودم اعلام می کنم که به آیین نقوی گراییده ام! چنانچه گفتم نقویت نماد است و لاغیر. نقی نماد زدودن آن دسته از تقدساتی است که از بچگی به ما گفته شده صد در صد درست و بدون نقص است. ما با چنین اعتقادات تمامیت خواهی که می پندارد راه صد در صد درست و بی نقص است مشکل داریم. ما قصد تابوشکنی داریم و برای همین نام نقوی را برای خود برگزیدیم.
