از قدیم گفته اند که روزه بگیر تا به یاد فقرا بیفتی و آن ها را بهتر درک کنی. هر چند که به نظر می رسد چنین چیزی به کل غلط است چون با روزه گرفتن نه تنها فرد به فکر افراد فقیر و گرسنه نمی افتد بلکه جامعه را به سوی اختلال و فقر می برد. اگر از یک فرد مذهبی بپرسید که روزه چرا در اسلام وجود دارد و فایده آن چیست، پاسخ خواهد داد که "آن را خدای تبارک و تعالی به ما دستور داده است و خدا داند، و چون خدا گفته است پس حتما خیری در آن است. اگر هم آن را انجام ندهیم آتش جهنمی با دمای فلان هزار درجه برای ما تدارک دیده شده است!" اگر هم از یک آخوند بپرسید پاسخ نسبتا مشابهی دریافت خواهید کرد ضمن آن که تلاش بی وقفه ای می کند تا آن را با دلایل علمی و البته در سطح خود برای شما ثابت کند.
آنچه که مسلم است این است که روزه از ابتدا تا انتها هیچ سودی برای بشریت نداشته و نخواهد داشت. تصور کنید که یک جامعه از صبح تا غروب هیچ چیز نخورند تا فرمان الهی را استجاب کنند. البته چنین اللهی با عطوفت انسانی باید ذهنیتش از یک بچه دبستانی هم کمتر باشد تا چنین فرمانی دهد تا ثابت کنند که بندگانش تحت فرمان او هستند، خدایی که ظاهرا آفریننده کهکشان ها و سیارات بی انتهاست و در عین حال به موجودات ذره بینی چون ما امر کند که اگر روزه نگیرید برای شما عقوبت سخت خواهد بود.
اجتماعی که در آن به دلیل خستگی و ناتوانی ناشی از روزه چند ساعت زورکی کار کند و سپس برای استراحت و افطار به خانه رود، جامعه ای سست با بازده کم خواهد بود. جامعه نیاز دارد که چرخ های اقتصادش بچرخد ولی چگونه چرخ های جامعه ای بچرخد زمانی که انسانی که روزه می گیرد و ذهنش به درستی کار نمی کند، چگونه یک محقق و مخترع و کاشف که برای راحتی و رفاه همنوعان خود تلاش می کند کارهای خود را برای چنین احکامی ولو یک روز عقب می اندازد؟ می شود گفت که در طول یک ماه غالبا چرخ های مملکت می خوابد تا البته الله راضی شود! آنگاه گمان نبرید که کفار چینی به شدت هرچه تمام تر در اوقاتی که امت مسلمان مشغول غلت زدن در رختخواب تا فرارسیدن افطار هستند، کار می کنند تا چرخ های ممکلت خود را بچرخانند، و جانماز و سجاده تا مهر و تسبیح چینی را به همین امت مسلمان بفروشند! آیا این ننگ نیست؟
ظاهرا اسلام دغدغه کار و اقتصاد و کشاورزی به آن صورت نداشته است. اگر شما سرتاسر قرآن را بکاوید ولو یک آیه در باب کشاورزی و کار پیدا نخواهید کرد، در عوض پر است از آیات وحشت از روز قیامت، و آیات وای بر منکرین! البته در جایی نیز گزارش نشده است که مسلمین صدر اسلام دغدغه کار و فعالیت سالم داشته باشند، مبنای زندگی قبیله ای امروزه مبنای یک کشور ٨٠ میلیونی شده است. بالطبع بسیاری از احکام اسلام برای زندگی امروزی مناسب نیست. شاید برای افراد بیکاری که در گذشته گوشه عبادتگاه ها و یا خانگاه ها می نشستند و قصد تهذیب نفس داشتند چنین کارهایی مذموم نبود، اما یک جامعه سالم و پویا نمی تواند درگیر چنین احکامی شود. کلا روزه فایده ندارد و یا اگر هم داشته باشد نسبت به زیان هایش اندک است. برخی که می خواهند به این دستور مذهبی لعابی علمی بدهند، آن را با استراحت معده و غیره توجیه می کنند! البته لازم به گفتن نیست که بدن به سه وعده روزانه نیاز دارد و کاهش آن به هیچ وجه استراحت به حساب نمی آید. البته روزه نهایتا هر مقصودی که در ابتدا داشته باشد، نهایتا به عاملی برای بیکارگی، ایست چرخ های پویای اقتصاد و اجتماع و مفتخوری منجر می شود، و بر خلاف عده ای که این دستور تابجای دینی را با استراحت جوارح و تناسب اندام و غیره توجیه می کنند، اتفاقا نتیجه عکس دارد! به نظر می رسد که بسیاری از احکام اسلام نظیر روزه و ذبح شرعی بر اساس خشنودی الله و نه دلیل منطقی پایه گذاری شده است. در مورد ذبح شرعی گاو و گوسفند و غیره، حتما باید سر جاندار را به شیوه ای برید که الله گفته است. در همین ارتباط به دلیل همین سالانه در روز قربان، هزاران گاو و گوسفند را در مکه منوره سر می برند و تعداد قربانیان این خرافات وحشتناک گاه بقدری زیاد است که لاشه آن ها را با بولدوزر جمع کرده و دفن می کنند، در حالی که همزمان میلیون ها نفر در جهان گرسنه هستند. این احکام ریشه در خشنودی خدای یهود (یهوه) دارد. طبق احکام یهود عهد عتیق، نخست زادگان احشام نر را در آتش می سوزانند و نام آن ها قربانیان سوختنی بود. شاید هزاران گوسفند بیگناه فقط برای خشنودی یهوه سوزانیده می شد تا پایداری قوم اسرائیل به خدای خشم و قتل و فتوا را به اثبات برساند! دستوراتی اینچنینی به اسلام نیز سرایت کرده، و روزه و نماز نیز ظاهرا برای خشنودی الله بوده است و لاغیر.
شاید اگر اسلام در قطب شمال و یا منطقه سرسیر پایه گذاری می شد احکام آن نیز متغیر می بود. جالب است که خبرگزاری فارس اعتراف کرده است "مسلمانان دانمارک ماه سختی را در پیش رو دارند چون باید ٢١ ساعت را روزه بگیرند." آیا با این حساب احکام اسلام را می توان جهانشمول دانست؟ آیا افرادی که بر فرض بتوانند ٢١ ساعت از ٢٤ ساعت شبانه روز را روزه بگیرند زندگی مختلی نخواهند داشت؟ نتیجه اتکا به قوانین عقب افتاده کهن این می شود که گرانی کشور را به سوی پرتگاه و بیچارگی کشانده است و متصدیان حکومتی که غالبا عمامه به سرانی بیسواد هستند که ذهنیتشان از بول و غایط فراتر نمی رود از فواید روزه و برنامه ریزی کشور برای روزهای ماه مبارک رمضان می گویند! همه چیز را رها کرده اند و مراقب آن هستند که چه کسی در ملاعام و کوچه و معابر روزه خواری می کند تا او را به مجازات برسانند. آیا این جامعه شایسته زندگی سالم و درست است؟
در همین جامعه خودمان مردم نزدیک به ١٦ ساعت روزه می گیرند، یعنی ١٦ ساعت نخوردن کامل، که با افطار شدید و مواد قندی جات که شباهتی با قحطی زدگی دارد. و هر عقل سالمی می داند که اگر سودی هم داشته باشد در برابر زیان، ١ در برابر ١٠٠ است. شاید الله محمد نمی دانست که دانش آموزان و دانشجویان که سن تکلیف آن ها ١٤٠٠ سال پیش ٩ و ١٥ سال تعیین شده است، امروز مشغول به درس و تحصیل خواهند بود روزه برای آنان از سوی هر عاقلی منع شده است. فراتر از فرد، بازده جامعه و روند طبیعی آن به شدت کاهش می باید، کارمندان و کارکنان کشور دیر به سر کار رفته و زود از سر کار می آیند و در پایان هیچ کس در برابر گرانی و فقر فزاینده خم به ابرو نمی آورد. در پاسخ به کسانی هم که می گویند روزه بگیر به یاد فقرا باشی، می گویم منطقی تر نیست که اگر راست می گویید و به فکر فقرا هستید، جامعه روزه نگیرد و بیشتر کار کند و نصف درامد ماه را به افراد بی سرپرست و محتاجان واقعی کمک کنند؟







