‏نمایش پست‌ها با برچسب فردوسی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فردوسی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰/۳/۱۳

آیا امام رضا از فردوسی بیشتر به ایران و ایرانی خدمت کرده است که این چنین مورد تکریم قرار می گیرد؟


همه ساله عده ی زیادی از مردم ایران به خراسان می روند اما نه برای بزرگداشت یک شخصیت فرهنگی و ملی مانند فردوسی, بلکه برای بزرگداشت فردی که معلوم نیست در طول زندگی اش چه خدمتی را حداقل به ایران و ایرانی کرده است. در هنگام بازدید از مقبره ی وی و قبری که امروزه جز مشتی خاک چیزی در آن باقی نمانده است, خود را به در و دیوار آن می مالند و برای دست مالیدن به ضریح چنان خودکشی می کنند که هیچ احدی برای خدایان خویش نیز نمی کرد. مشت مشت پول است که به ضریح آن حضرت پودر شده روانه می گردد و در آخرهم نا گفته پیداست که به جیب فراخ نمایندگان خدا بر روی زمین می رود!  اگر هم حداقل چند رساله ی دینی و طبی (در حد گرمی و سردی و مزاج!) را به امام رضا منتسب می کنند باید کارآیی آن را به دلیل عقب ماندگیش در دنیای امروز عملا ناممکن دانست. در عجب باید بود از ملتی که عامل زنده کردن زبان و اساطیر و تاریخ خود را تقریبا به فراموشی می سپارند و پس از طی مسافتی طولانی به دیار خراسان محل هنر و ادب می روند اما از آرامگاه کسی بازدید می کنند که نه اندکی به مردم این سرزمین خدمتی کرده و نه برای اعتلای فرهنگ و سرافرازی آن تلاش کرده بلکه بیگانه ای بود که به طلب خلافت و قدرت به سرزمین ما آمده بود وعمله ظلم در کنار مامون گشته بود و مرگش هم ظاهرا به دلیل پرخوری زیاد انگور بوده است! کسی چه می داند شاید یکی از زنبورهای موجود در انگور او را گزیده بود در آن زمان که پزشکی مانند امروز دقیق نبود دلیل مرگ وی را سم موجود در آن دانسته و انگشت اتهام را هم به سوی مامون گرفتند. اما به هر حال این موضوع دردی را دوا نمی کند, آنچه مهم است این است که امروز خیلی از ماها متاسفانه چندین بار به مرقد رضا رفته ایم اما زحمت بازدید از یکی از ستاره های درخشان این مرز و بوم را که به راستی باید زبان و هویت خود را مدیون وی بدانیم به خود نمی دهیم. آیا رواست که پول ملت ایران صرف طلایی کردن این بتکده شود در حالی که در کنار همین بتخانه مردمی سر گرسنه بر بالین می گذارند؟! آیا وی سنگی را بر روی سنگی بنا کرده و آثاری را بر جای گذاشته یا این که تالیفات بسیار اندکش تا به حال برای ملتی سودمند بوده است؟ جز این که هنر اصلیش گرفتن زنان متعدد بوده است و رویای خلافت بر این سرزمین به زور غصب شده را در سر می پروراند و سرمایه های مملکت ما را با دیگر نوادگان دشت حجاز به سرقت می برد! اگر نقادانه اعمال و رفتار یک فرد در طول زندگی را مهم ترین ملاک بزرگ یا کوچک بودن شخص بدانیم آنگاه امام رضا که گویی ضامن آهو بودن وی از مهم ترین افتخاراتش بوده است در مقابل فردوسی که 30 سال از عمرش را صرف بازنویسی فرهنگ و تمدن یک ملت کرد چه خواهد داشت؟ نکته ی مهم اینجاست که دین اسلام از شرق آسیا تا شمال غربی آفریقا گسترده شد اما کی و در چه زمانی از امام رضا در میان ملل مسلمان به عنوان فردی تاثیرگذار و استثنایی یاد شده است و اصلا مگر چند درصد مسلمانان با چنین کسی آشنایی دارند؟! شاید وی هم بی تقصیر بود و مقصر اصلی ما بودیم, ما بودیم که چنین اشخاصی را در تاریخ کشورمان بزرگ کرده و از آن ها غولی ساخته ایم که امروزه ایجاد مشکل کرده است. شاید اگر از نظریک ملت خرافاتی به وی این چنین و به عنوان یک شفا دهنده حتی پس از مرگش نگریسته نمیشد اینچنین جامعه ی ما به فنا نمی رفت. آیا امام رضا توانسته بود که حتی خود را از مرگ برهاند که امروز مریضان غیر قابل درمان را به مرقد وی می برند به خیال آن که مشتی استخوان پوسیده بتواند آن ها را درمان کند؟ مقصر اصلی خود ما هستیم که به این نادانی ها و بدبختی و ادبار دامن می زنیم و "عالم" را از "غیر عالم" تشخیص نمی دهیم. اگر قرار باشد که نتوانیم عالم و وطن دوست و خادم واقعی ملت را از غیر آن تشخیص بدهیم و ندانیم که گنبد طلای بارگاه امام رضا که باید آن را معبد پانتئون شیعه نامید امروزه باعث بدبختی مردم ما شده است هیچ وقت نخواهیم توانست از زیر یوغ مفتخواران دین رهایی پیدا کنیم.