‏نمایش پست‌ها با برچسب هنر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب هنر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰/۱۰/۲۵

تبریک به اصغر فرهادی و ملت ایران، و ننگ بر حکومتی که خانه سینما را می بندد

از شنیدن خبر اعطای جایزه گلدن گلوب به فیلم جدایی نادر از سیمین اثر اصغر فرهادی بسیار خوشحال شدم، و این دستاورد بزرگ فرهنگی را ابتدا به تمامی دست اندارکاران این فیلم بویژه اصغر فرهادی و سپس به همه هموطنان و فارسی زبانان عزیز تبریک می گویم. بر سر زبان افتادن نام آقای فرهادی بار نخست نبوده و بار آخر هم احتمالا نخواهد بود، چنانچه چندی پیش جایزه خرس طلایی را نیز از آن خود کرد. ملت ایران باز نشان داد که علیرغم کارشکنی های حکومت ضد فرهنگی، هنرمندان مستعد بسیاری در سطح جهان دارد که افتخار می  آفرینند. اما ننگ بر حکومتی که همه جوره در صدد پایمال کردن این استعدادها و تلاش هاست، حکومتی که برایش برنده شدن فیلم ایرانی مهم نیست بلکه آنچه که مهم است و فاجعه نامیده می شود کراوات زدن آقای فرهادی و دست دادن او با مجری برنامه و یا داشتن عقیده سیاسی و مذهبی خاصی است. این حکومت چنانچه می دانیم کمر به نابودی سینما و فرهنگ و هنر ایران زمین بسته است و تحت فشار قرار دادن هنرمندان برای تعطیلی خانه سینما نیز از اقدامات اخیر این حکومت محسوب می شود. اما مگر از حکومت دینی و ایدئولوگ انتظار بیشتری می رود؟ چه بسیار افراد مستعد بودند که جلای وطن کردند و در صورت ادامه محدودیت ها شاید اصغر فرهادی هم روزی یکی از آن ها باشد!
مطمئنا در صورت عدم وجود حکومت مذهبی، جلوه هنر و فیلمسازی ایران بسیار درخشان تر از گذشته خواهد بود. این موفقیت در عرصه هنر را بار دیگر تبریک می گویم. به امید ایرانی بهتر بدون حکومت دینی 

۱۳۹۰/۴/۵

می خواهند تخریب آثار ملی و هنری و باستانی را برای ما عادی کنند

امروز جنایت فرهنگی دیگری رقم خورد و دادستان یاسوج طبق پیشنهاد یکی از اوباش های سپاه ضد ایرانی فتح, دستور تخریب  مجسمه آریوبرزن (آریابرزین) را صادر کرد. البته استدلال وی اینگونه بود که دم اسب آریوبرزن توهین به شهیدان است! متاسفانه کسی هم پیدا نشد که بگوید پس این شهیدان چه هدفی داشته اند و مگر می شود به خاطر یک دسته از شهیدان, مجسمه ی شهید راه وطن دیگری را که در برابر هجوم متجاوزان اسکندر ایستاد تخریب کرد؟! پس می توان به این نتیجه رسید که در نظر این آقایان شهیدان جنگ ایران و عراق نه به خاطر خاک ایران که بیشتر به خاطر توهمات اسلامی جنگیدند و اگر چنین باشد در نظر ما کسانی که در جنگ هدفی را به جز حفظ خاک ایران داشته اند شهید به حساب نمی آیند. ولی گذشته از این مطلب اتفاقات چندین روز گذشته و اقدام برای حذف آثار ملی و حتی تجاوزات دسته جمعی به هیچ عنوان نمی تواند اتفاقی بوده باشد و تماما حساب شده است. به نظر می رسد ما به یک انحطاط ملی دیگری دچار می شویم و راه طالبانی شدن ایران را دارند می گشایند و هدف این اقدامات نیز سرکوب و خفقان بیشتر است. گویا حذف آثار باستانی تازه آغاز شده است و تخریب آثار دیگر در آینده به هیچ وجه بعید نیست. شخصیت های ملی را در کتب درسی نگنجاندند و فکر کردند که با سانسور و خفقان می توانند جوانان این سرزمین را ناآگاه نگه بدارند; آنگاه که جوانان خود جویای حقیقت شده اند و به ملی گرایی روی آورده اند حکومت ضد ملی آخوندها به وحشت افتاده است. با پاک کردن نقاشی های شاهنامه در خراسان و حذف اسب های آرش کمانگیر در میدان ساری و اینک اقدام برای تخریب مجسمه ی این سردار ملی سعی دارند موضوع تخریب را برای مردم ما عادی کنند و متاسفانه از ما هم بخاری بلند نمی شود. فردا اگر آرامگاه فردوسی و تخت جمشید را هم تخریب کردند نباید زیاد متعجب باشیم.


چو ایران نباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
اگر سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود

۱۳۹۰/۳/۲۳

نمایندگان خیالی خدا چه بر سر یک ملت آورده اند!



روزگار عجیبیست. به هر طرف که نگاه افکنده می شود فساد و رشوه خواری و گداسالاری و خرافات و دروغ و ریا و افکار ضد انسانی و ضد ملی سر به فلک کشیده و مردمی اسیر و دردمند با لب های دوخته دست های خود را به سوی آسمان دراز کرده و منتظر یک یاری غیبی هستند. فرصت طلبان بیگانه خود را نمایندگان بر حق خداوند بر روی زمین می دانند و گمان می کنند حکومت داری لباسی است که الله  فقط بر تن آن ها دوخته است, هر کسی جز آن ها طاغوت و باطل است و خون هر که با آنان مخالفت کند مباح است و باید زینت بخش آسفالت خیابان ها باشد. کتابی پر از وردهای کهن را در دست گرفته اند و ادعا می کنند که با آن کشور 75 میلیونی را می توان چرخاند. کتب علوم انسانی که در مورد مناسبات و مراودات بین انسان ها نوشته شده است همه ضاله و باطل هستند و کتب تاریخ و میتولوژی های ملی همگی طاغوتی و خلاف شئونات اسلامی است که از جانب بیابانگردان بی تمدن به ارث رسیده است. حقیقت شمشیر برنده ایست که گلوی 700 نفر را در گودال های سوزان می درد و آیه ایست که ازدواج با زن پسرخوانده را ممکن می سازد. همه چیز حتی اقصاد و بانک داری نیز باید بر اساس اعمال صحرانوردان باشد و در عصر کیهان پیما, شتر هنوز نقش تعیین کننده ای در زندگی مسلمین دارد. از آنجا که پیامبر عظیم الشان اسلام دلبستگی خاطر نسبت به زنان متعددش داشته است و از دیده شده آن ها توسط مردان غریبه ناخشنود می بوده است, 1400 سال بعد عده ای چماق به دست در خیابان ها کشیک می دهند که کدام زن نگون بختی در گرمای طاقت فرسای تابستان حجاب اسلامی را به طور کامل رعایت نکرده است  تا او را مورد اذیت و آزار قرار دهند. نماینده ی دین به جای مقصر شمردن متجاوز به عنف, قربانی را مورد سرزنش قرار می دهد و از سوی دیگر نیروهایش با یک عملیات ضربتی برای حذف بشقاب ها و شاخ های شیطانی ماهواره اقدام می کند و چنان به آن افتخار می کنند که تو گویی شهری را از دشمن بازپس گرفته اند.
در چنین مملکتی نقاشی های مربوط به شاهنامه که در زمره ی هنرهای مجوس به شمار می رود توسط رادیکال های بی وطن شبانه پاک می شود و کالسکه ی کمانگیر را بعد از اعدامش به جرم توهین به ولی امر مسلمین جهان از صفحه ی روزگار محو می کنند زیرا مملکت به اسارت گرفته توسط نمایندگان الله, ملک شخصی امام زمان است و جایی برای ایران و ایرانی باقی نمی گذارد.
اما غافل از این که این نسل, نسل آرش ها و رستم هاست. آرش ها تیرهای خود را به سمت قلب ضحاک نشانه گرفته اند و رستم ها دیو سپید استبداد را عاقبت از پای در خواهند آورد. 

۱۳۹۰/۱/۲۴

بازیگران اخراجی ها! رامین پرچمی در بند است, چرا سکوت کرده اید؟

رامین پرچمی از بازیگران اخراجی های ۲ که در روز بیست و پنجم بهمن دستگیر شده بود با وضعیتی اسفناک به دادگاه انقلاب احضار شد. بازیگران و همکاران رامین پرچمی که در اخراجی های ۳ (که توهینی آشکار به ملت ایران بود) به ایفای نقش پرداختید! شما از نظر ملت ایران واقعا هم اخراجی هستید چون اولا در فیلم جدید دهنمکی به مردم توهین کردید و دوما این که در مورد موضوع رامین پرچمی سکوت کرده و لال شده اید. ننگ بر شما.

۱۳۹۰/۱/۶

ای کسی که برای تظاهرات بیرون نمی آیی لااقل اخراجی های 3 را تحریم کن

خواهران و برادران عزیز من. هموطنان گرامی. ای شمایی که می رنجی که مردم در بند هستند و وضعیت موجود در ایران استبدادیست. ای شمایی که نمی توانی و یا نمی خواهی برای تظاهرات ضد استبدادی بیرون بیایی و این کار را هزینه بر می دانی, لااقل که می توانی اخراجی های 3 را تحریم کنی و پول هایت را به یک کارگردان نمای چماقدار ندهی! دیگر کاری از این راحت تر و بی هزینه تر وجود ندارد که پولت را برای دیدن یک فیلم مزخرف که به ملت توهین کرده و آزادی خواهی را به سخره گرفته است ندهی. دیگر نه گاز اشک آور می خوری و ترسی از کشته شدن خواهی داشت. رای مردم ما را دزدیدند و مردم آزادیخواه ایران را در خیابان کشتند و در زندان ها تجاوز کردند و فرهنگ و هویت ما را به یغما بردند و به مردم ایران بدترین ستم ها را روا داشته اند و باز هم به آن اکتفا نکردند و بر علیه آزادی و آزادگی فیلم ساختند و به ریش من و شما خندیدند! هموطن عزیزم اگر ما بر ضد حکومت چماقداران حداقل اینجور فعالیت های مدنی را هم انجام ندهیم باید باور کنیم که این حکومت شایسته ی ماست. همه با هم اخراجی های 3 را که توهینی آشکار به شعور من و شماست تحریم کنیم و به استقبال فیلم هنری "جدایی نادر از سیمین" برویم.