۱۳۸۹/۷/۲۵ ه‍.ش.

آیا جنبش آزادی خواهی مردم ایران ضد انقلاب است؟ ضد کدام انقلاب؟!

نخست باید بدانیم که اصولا یک انقلاب چیست.  انقلاب به نظر من تحول اجتماعی و دگرگون شدن فکر و ذهن مردم و ظهور ایدئولوژی های جدید و تغییر در شیوه ی اندیشه ی یک مردم است و لزوما به معنای تغییر یک رژیم و ساختار کلی نیست اما می تواند به رویدادهای ثانویه ای مبدل شود که تغییر ساختار کلی را به همراه داشته باشد.
نظر به این که این روزها جنبش سبز بسیار فراگیر شده است در عین حال بستن روزنامه ها و رسانه های منتقد شرایط کنونی را توسط دولت حاکمه شاهد هستیم. گویا حکومت می خواهد احزاب نصفه و نیمه ای را هم که در گذشته وجود می داشت و بازمانده ی دوم خرداد بود از بین ببرد .البته باید یاد آور شد که من اصلاح طلبی را بیشتر یک طیف می دانم تا حزب و اساسا در رژیم ولایت فقیه حزبی وجود ندارد . رسانه های همگام با استبداد کنونی گوش فلک را کرده و در حالی که صدای منتقد خود را خاموش کرده اند جنبش سبز را یک یک جنبش مرده و در عین حال ضد انقلاب می دانند. باید گفت که جنبش مردم ایران چیزی نیست که طی یک سال یا دو سال پدید آمده باشد. جنبش سبز ریشه در چند نسل دارد و وسعتش به اندازه ی کل تاریخ معاصر ایران است. جنبش سبز مردم ایران ادامه ی جنبش انقلاب سال 57 و انقلاب مشروطه است و در پی تحقق یافتن آرمان های مردم در طی 130 سال گدشته است.

اگر نیک بنگریم انقلاب های مشروطه و 57 که البته به نتیجه ای نرسید برای محدود کردن و یا حذف قدرت مطلقه می بوده است. پس از سال ها استبداد و در طی خودکامگی های شاهان قاجار, ملت رنج کشیده ی ایران تحت تاثیر تکان خوردن خردها و بیدار شدن اروپاییان از خواب سیاه به این نتیجه رسید که آزادی ملت و دموکراسی با قدرت مطلقه در تضاد است و مهمترین راه آن محدود و مشروط کردن قدرت به وسیله ی یک مجلس ملی است که نیازهای تمام شهروندان را بدون در نظر گرفتن شائبه ها و خصوصیات نژادی و زبانی دنبال کند. اما نفوذ روحانیت در دستگاه مجلس از جمله دلایلی بود که مانع به ثمر رساندن مشروطیت شد و خرافات و قوانین (شرع) اسلامی به دنبال روحانیت وارد دستگاه مشروطه شد. این امر در انقلاب سال 57 بارزتر بود و به رویای چند صد ساله ی آخوندها مبنی بر حکومت خلافتی شیعه جامه ی عمل پوشانید.
در واقع جنبش سبز ادامه ی جنبش های پیشین است و تمامی آن ها توسط مردم ایران [1] و برای پیشرفت و آبادانی سرزمین ما بوده است. هیچ جنبش یا انقلابی به خاطر پسرفت و نزول سطح زندگی شهروندان انجام نمی شود. بنابراین خواست مردم ما امروزه بسیار روشن و واضح است. امروزه مردم ما همان خواسته هایی را مطرح می کنند که در عصر مشروطیت طرح کرده اند منتهی برخی مسایل جدید نیز به آن اضافه گردیده است. از رسانه های ذوب شده در استبداد سلطان علی خامنه ای که باور دارند این جنبش "ضد انقلاب" است و با "آرمان های انقلابی" ناهمخوان است بایستی پرسید منظور از شما کدام انقلاب است؟[2]  آیا اساسا انقلاب ها برای این هستند که عده ی خاصی دوباره بر مردم حاکم شوند و تصمیمات کورکورانه و دیکتاتوری آن ها سرنوشت مردم را رقم بزند؟ آیا جنبش سبز با آرمان ها و خواست مردم ایران در طول سال های متمادی ناهمخوان است ؟ اصلا مگر می توان خواست گروهی اندک را ملاک خواست صد ساله ی اخیر مردم عنوان کرد و سایر مردم را که آن ها هم در اتقلاب نقش داشتند نادیده گرفت؟ مگر گروه های چپ و لیبرال ها و غیره در انقلاب ها نبودند که حالا اکنون آن ها غیرخودی هستند؟ و در آخر این که این که عده ای اندک خود را تحت آرمان های انقلاب مردم ایران ببینند چیزی جز استبداد و تک محوری نست چون اساسا هیچ انقلابی بدون خواست اکثریت ملت ممکن نیست . در یک انقلاب همه در عین داشتن یک یا چند هدف مشترک دیدگاه های متفاوت داشته و دارند . نمی توان از نظر فکری تمام مردم را مشابه دانست و همیشه تفاوت اندیشه در مردم وجود دارد و راه درست آن است که افراد یک جامعه همدیگر را مسالمت آمیز تحمل کنند و در راه اهداف مشترک بکوشند. این که عده ای در مسند قدرت دیگران را ضد انقلاب بدانند در واقع تضاد و مغلطه ی بزرگی را مرتکب شده اند و اصل آزادی بیان را که خواست مردم در تمامی این سال ها بوده است نقض کرده اند و این با ادعای انقلابی بودن مستبدان در تضاد و تعارض است.

------------------------------------------------------------
پی. ن 1 / البته می توان گفت دول خارجی نیز در این امر دست داشته اند اما اصل آزادی خواهی متعلق به مردم ایران است           

پی. ن 2 / چنان که می دانیم ملت ایران 130 سال است که از آب و نان خود گذشته و منافع جمعی را به منافع شخصی ارجح دانسته است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

ما از انتقادات شما پشتیبانی می کنیم ولی نظرات حاوی عبارات رکیک و همچنین اسپم حذف خواهند شد. با سپاس از دیدگاه های شما