۱۳۹۰/۴/۱۴ ه‍.ش.

نه به انتخابات فرمایشی; خانه از پایبست ویران است!

هیچ گاه به فکر ما خطور نمی کرد که از میان اصلاحطلبانی که گاهی از جناح راست هم محافظه کارتر می شدند و امید چندانی به آن ها نمی رفت شخصی مانند مجتبی واحدی امید را دوباره در دل ها زنده کند و حرف های حق طلبانه را که با انتقاد شدید از جانب اصلاح طلبان همراه بود به سازش و منفعت ترجیح دهد. حرف های اخیر جناب مجتبی واحدی نشان داد که از دل اصلاح طلبان نیز افرادی با انصاف بیرون آمده اند و نمی توان تمام آن ها را تدارکاتچی نامید و به یک چوب راند. چند روز دیگر سالگرد قیام دانشجویی 18 تیر است و اصلاح طلبانی که امروزه به دنبال انتخابات هستند همانهایی بودند که در برابر آن زد و خوردها و قضیه ی باطبی ها و جاوید تهرانی ها سکوت اختیار کردند. حوادث دو سال پیش نیز چیزی نیست که از اذهان مردم فراموش شود. 

تجربه ی 32 سال حکومت اسلامی به وضوح نشان داده است که حکومت دینی با دموکراسی که مفهومی همه پذیر دارد سازگار نیست و جمع اضداد است. تمام قدرت و هسته ی نظام در شخصی به نام ولی مطلقه فقیه متمرکز است و او اندکی اختیار را بنا بر مصلحت به افراد رده پایین می دهد تا جنگی نمایشی و روی پرده ای را بین دو گروه خاص به  وجود آورد و از آن دو جناح مختلف تعبیر شود. اما امروزه دیگر بر کسی پوشیده نیست که هر کدام از گروه های تایید شده در جمهوری اسلامی بر سر مسائل فرعی اختلاف نظر دارند و بعضا اختلافات خود را با جنجال های بسیار بر صحنه ی مطبوعات می کشانند تا تصویری ساختگی از برخورد احزاب را در ذهن مردم ایجاد کنند. خواست اصلاحاتچی ها و اصولگرایان هیچگاه منافی خواست رهبر مادام العمر جمهوری اسلامی نبوده است و در آخر او است که حرف آخر را می زند و موضوع را مختومه اعلام می کند. اما مجوز او برای درگیری های ساختگی بین راستی ها و چپی ها برای خالی نبودن عریضه در امر حکومتیست که از ابتدا از آن به عنوان "جمهوری" اسلامی یاد شده است. خیلی دشوار نیست فهمیدن آن که مکتب شیعه (مکتبی که علی خامنه ای سعی می کند مشروعیت خود را از آن بگیرد چون خود نیز می داند مشروعیت مردمی ندارد) راهی به دموکراسی ندارد و بنا بر عقاید حکومت داران در عصر غیبت امام دوازدهم شیعه, عهده دار حکومت در جامعه اسلامی را شخصی بر عهده می گیرد که اولا باید حتما از طبقه آخوند باشد و دوما مورد تایید آخوندهای دیگر در یک شورای تعیین خلیفه باشد و جز این راهی نیست. در چنین شرایطی حکومت پادشاهی از نوع خلافتی به چشم می خورد که ارکان جمهوری آن از جمله انتخابات هم برای بسته نگاه داشتن دهان منتقدین است وانگهی ارکان ضعیف جمهوری و جناح ها که گاهی به چشم می خورند چیزی جز تقیه ولی فقیه نیست که مقاصد هزار ساله ی آخوندهای شیعه را دنبال کند! آخوندهای حکومتی رده بالا نظیر مصباح و خامنه ای و غیره احتمالا اینجور می اندیشند... 

"شما رای بدهید که ما به جهانیان نشان بدهیم هنوز پس از 32 سال مشروعیت مردمی  داریم اما در واقع مشروعیت ما از روایات (خرافات) شیعه نشات می گیرد و مردم چه بخواهند و چه نخواهند ما بر آن ها حکومت می کنیم چون ما وارثان امامان شیعه هستیم و قدرت حق ماست, ولی چون ما خودمان ظاهرا می خواهیم نقش ناظر را داشته باشیم جناح ها را به وجود می آوریم و بین آن ها اندکی اختلاف نمایشی می گذاریم تا مردم را سرگرم کنیم ولی در واقع قدرت دست ما آخوندهای شیعه است و هر وقت که کسی از میان جناح ها اندکی به موضوع پی برد و برای ما شاخ و شونه کشید با عناوینی چون مغایرت با ارزش های اسلامی او را رد صلاحیت می کنیم و باید هم دقت کنیم تا آنجا که می توانیم از افراد فرومایه و بی سواد و سودجو برای این کار استفاده کنیم تا به ما تمکین کند و فکرش از نوک بینی خود فراتر نرود چون شخص دانا و آگاه به ما نمی پیوندد و اگر هم بپیوندد پس از مدتی بنای ناسازگاری می گذارد. اگر هم انتخاباتی شد کمی پیش از آن بحث را داغ می کنیم تا موضوع جنجالی شود و مردم را به هیجان بیاوریم اما نتیجه هر چه شود باز برای ماست اما البته جناح راست نظرش به نظر ما نزدیک تر است و امور ما را راحت تر دنبال می کند پس اگر زمینه ای بچینیم که آن گروه برنده شود ریسکش کمتر و نتیجه اش برای ما بهتر می باشد . ما که قریب 1000 سال صبر کردیم در حالی که تشنه قدرت بودیم حالا اگر این تقیه ها را هم نکنیم نمی توانیم سر مردم را گرم کنیم و مقاصد خود را دنبال کنیم."

حقیقت تلخ است اما باید پذیرفت که آخوندهای شیعه به صورت بالا فکر می کنند. این خانه از پایبست ویران است و ولی فقیه به عنوان یک پادشاه تمام امور را به طور غیر مستقیم در دستان خود دارد. روشن نیست افرادی که نام اصلاح طلب را به یدک می کشند چه چیزی را می خواهند اصلاح کنند در صورتی که خود نیز می دانند نمی توانند کوچک ترین انتقادی از رهبر داشته باشند چرا که روزنامه های آن ها سریعا توقیف می شود. تا آنجا که ولایت فقیه در این مملکت حکمفرما باشد هرگونه صحبت از اصلاح به مانند یک شوخی می ماند و چنین افراد معلوم الحالی باید مشکل مغزی داشته باشند که خود نیز ندانند به دنبال چه هستند

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

ما از انتقادات شما پشتیبانی می کنیم ولی نظرات حاوی عبارات رکیک و همچنین اسپم حذف خواهند شد. با سپاس از دیدگاه های شما