۱۳۹۰/۵/۱۹ ه‍.ش.

وای بر ملتی که برایش شوشول فرنود مهم تر از زیدآبادی است / راستی مهدی خزعلی کجاست؟


یعنی واقعا زبان از توضیح قاصر است. خیلی مسخره است که در صفحه ی رای گیری شخصیت خوب پارازیت, فرنود تاکنون 2 برابر احمد زیدآبادی رای آورده است. زید آبادی کسی است که برای آزادی میهن ما در زندان رژیم است و زجر می کشد و اصلا قابل قیاس با یک کودک ناشناس نیست! جماعتی که برایش یک کودک 5 ساله که دست راست و چپ را تشخیص نمی دهد مهم تر باشد باید برود بمیرد ولی به دنبال آزادی نباشد. اصلا جای مهدی خزعلی در صحفه ی رای گیری کحاست؟ آیا 23 روز از حبس بی دلیل او و اعتصاب غذایش نگذشته است؟ ما قدر آزادی را نمی دانیم و لیاقت آن را نداریم. همه ی کار ما شده لودگی و مسخره بازی. واقعیت تلخ است. خیلی متاسفم. ای آزادی...آرزوی دست نیافتنی...!

۱۲ نظر:

  1. این مسئله هیچ ربطی به احمد زید اباددی شرف ال قلم ندارد چراکه احمد زید ابادی بارها در همین برنامه و برنامه های دیگر به عنوان شخصیت خوب هفته انتخاب شده اما فرنود 4 ساله با ان زبان کودکانه توانست هویت جعلی مجریان صدا و سیما را که قهرمانان تحریف حقیقتند را افشا کنند علت گرایش به فرنود نفرت مردم از دروغ پردازانی است که در روز روشن گرگ را گوسفند جلوه می دهند دیگر تشت رسوایی این رسانه میلی نزد کودکان هم از بام افتاده

    پاسخحذف
  2. ((این مسئله هیچ ربطی به احمد زید اباددی شرف ال قلم ندارد چراکه احمد زید ابادی بارها در همین برنامه و برنامه های دیگر به عنوان شخصیت خوب هفته انتخاب شده اما فرنود 4 ساله با ان زبان کودکانه توانست هویت جعلی مجریان صدا و سیما را که قهرمانان تحریف حقیقتند را افشا کنند علت گرایش به فرنود نفرت مردم از دروغ پردازانی است که در روز روشن گرگ را گوسفند جلوه می دهند دیگر تشت رسوایی این رسانه میلی نزد کودکان هم از بام افتاده))

    ملت ما از کاه چه کوهی ساخته و چه تفسیرهایی را از یک سوتی کودک اختراع می کند! چرا یکدفعه نمی گویید که طرز فکر ما اینقدر کوتاه شده است!

    پاسخحذف
  3. آفرین کامران ، متاسفم واسه این ملت.

    پاسخحذف
  4. اینقدر رطب و یابس بهم نبافیم ،این رویکرد آدم ها بسیار طبیعی است ،اکثر ادم ها سیاسی نیستند مثل بنده و شما ،در همه دنیا همین شکلیه .باور کنید جوانهای ۱۸،۱۹ ساله که پارازیت می بینند اسم احمد زید آبادی به گوششان نخورده ،از برج عاجتان بیایید بیرون لطفا !

    پاسخحذف
  5. سوالی داشتم از مسئول این صفحه ،ان بزرگوارانی که عکسشان این بالا است ،هیچگاه در راس قدرت نبودند پس شناخت و داوری واقعبینانه در موردشان غیر ممکنه ،این را گفتم تا این را بپرسم ،آیا اگر خمینی در سال ۵۷ یا قبل از ان از دنیا رفته بود و یا کشته شده بود ،عکسش ان بالا خودنمایی نمی کرد ؟! به این سوال جواب ندهید ولی در باره اش تعمق بکنید !

    پاسخحذف
  6. ((سوالی داشتم از مسئول این صفحه ،ان بزرگوارانی که عکسشان این بالا است ،هیچگاه در راس قدرت نبودند پس شناخت و داوری واقعبینانه در موردشان غیر ممکنه ،این را گفتم تا این را بپرسم ،آیا اگر خمینی در سال ۵۷ یا قبل از ان از دنیا رفته بود و یا کشته شده بود ،عکسش ان بالا خودنمایی نمی کرد ؟! به این سوال جواب ندهید ولی در باره اش تعمق بکنید))

    دو نفر سمت راست تا مدتی در قدرت بوده اند اما بعدها مغضوب قدرت مطلقه شدند. در مملکت ما هر کس که می خواسته خدمتی بکند نابود شد. اگر خمینی پیش از آن که به قدرت می رسید میمرد باز هم لزومی نداشت که در صفحه ی بالا قرار بگیرد چرا که مهم گفتار یا عقاید یک فرد است. افکار خمینی باطل بود اما مردم آن را نخوانده بودند. سری به کتب وی بزنید که پیش از انقلاب نگاشته شده اند.

    پاسخحذف
  7. دوست عزیز شما متوجه طرح مسئله بنده نشدید ،این را من هم میدانم که ان دو برای مدتی در این مملکت گرفتار کاره ای بودند ،مشکل اینجاست اگر" مدت مدید در راس قدرت "بودند ،امروز ما چه قضاوتی در مورد ایشان داشتیم ؟ در مورد خمینی و کتاب هایش چرا مردم در مقطع انقلاب ۵۷ به آن بی تفاوت بودند و وی را تقدیس کردند .یک سوال دیگر آیا خدمات رضا شاه به ایران بیشتر بود یا خدمات مصدق ؟ لطفا چماق دیکتاتور بودن رضا شاه را بلند نکنید ،چه در آن زمان هشتاد در صد حتی قاره اروپا از دموکراسی بی بهره بود ! واقع بین باشیم و اینقدر احساسی و با خواندن چند کتاب سویه دار گمان نکنیم به اسرار دنیای سیاست و اقتصاد پی برده ایم !نوشتن و نظر دادن کار آسانیست ،یاد بگیریم به "آموخته "هایمان با شک و تردید بنگریم ، با بت سازی و منزه طلبی و تقدیس شخصیت ها ،امامزاده نسازیم ! هر کسی را در جایگاه شایسته و بایسته خود بنشانیم ،نه بیشتر نه کمتر . chariar

    پاسخحذف
  8. دوست گرامی مهم این بوده است که ما فرایند زندگی این اشخاص را در نظر می گیریم و این اشخاص به هر حال رو سفید از میان ما رفتند. اگر این ها مدت مدیدی در قدرت بودند چون قدرت انسان را فاسد می کند چنین قضاوتی شاید نمی کردم. اما این قاعده ای را که شما می گویید درست نمی بینم چرا که فساد قدرت برای هر کسی صدق می کند پس نباید هیچ کسی را شخصیت مثبت تاریخ دانست چون ممکن بود قدرت او را فاسد کند!! اما ما چیزی را قضاوت می کنیم که صرفا گذشته است همین. تاریخ اما و اگر ندارد, تاریخ چیزی بوده است که اتفاق افتاده است و ما همان را باید در نظر بگیریم.
    من ایران را با اروپا مقایسه نمی کنم اما آنچه به عنوان حاکمیت قانون در زمان مشروطه مطرح شد تماما توسط پدر و پسر (بویژه پدر) له شد و به جایش شخص تبدیل به قانون شد. من منکر اقدامات خوب آن ها هم نیستم اما مشروطه موهبتی بود که با اقدامات نابجای آنان به آرزوی دست نیافتنی بدل شد.
    اصلا شما نباید مصدق را با رضاشاه بسنجید, بر اساس قانون مشروطیت شاه حق دخالت در امور کشور را نداشت. اما چون بنا بر این چیزی که گفتم (تاریخ با اما و اگر نیست) آنگاه این پرسش پیش می آید که از نظر شما خدمت چیست؟ اگر خدمت به ساختن جاده و راه آهن باشد خب رضا شاه اولا سال های بیشتری در قدرت بود و دوما قدرت مطلقه بود ولی بدون احتساب این نظر رضا شاه از این نظر طبیعتا خدمت بیشتری انجام داد. اما پرسش دیگر این است که آیا خدمت منحصرا ساختن جاده و سد و فعالیت عمرانی در عوض بستن دهان ها و شکستن قلم هاست؟!

    پاسخحذف
  9. من حکمی صادر نکرده ام که تما م آدمها فساد پذیرند بل که خواستم با ایین و کیش شخصیت مرزبندی داشته باشیم .قانون مشروطه که میفرمایید ،نوزاد زودرسی بود که هر آینه سقط میشد و از بین میرفت که رفت .این پدیده ابتر به کمک روشنفکران فرنگ دیده کپی برداری شده از فرانسه بدون زمینه مساعد اقتصادی _اجتماعی و متاسفانه قابلیت اجرا در سرزمین عقب مانده و قرون وسطا یی ایران را نیافت ، در کشوری بیش از ۹۰ در صد بیسوادی ،وجود انواع بیماریها ی واگیر دار و دوران پیشا پیشا پیشا سرمایه داری! آدمی مثل رضاشاه فقط راه و جاده نساخت ،مدرنیته(شرط لازم ) را برای جامعه به ارمغان آورد با ایجاد دبستان به جای مکتب خانه ،دبیرستان دانشگاه ، دادگستری ،شهرداری،شهربانی ، ارتش مدرن ،ژاندارمری، ایجاد بیمارستان ها و درمانگاه ها ،کشاندن زنان (نیمی از جمعیت ایران) به عرصه های اجتماعی .این ها یعنی توسعه و این توسعه است که مجال دموکراسی را می دهد که اگر به ان دست نیافتیم ،جنگ بین الملل ،اشغال شمال و جنوب ایران ،وجود احزاب وابسته به بیگانه ،فعالیت های تجزیه طلبانه بی تاثیر نبودند . سر بر آوردن و روند دموکراسی در ترکیه ،هند ،کره ،آرژانتین ،برزیل ، شیلی ،یونان، اسپانیا ،پرتقال طی دهه ها و بطور بطئی موید این مدعا است .هر امری محتاج به ابزار و کار افزاری است که بدون ان ،دور باطله ای خواهیم داشت که باز تکرار ان را شاهد خواهیم بود .chariar

    پاسخحذف
  10. دوست گرامی موضوع را عوض نکنید. شما فرمودید که این دو تا اگر مدت مدیدی در قدرت بودند باز هم عکسشان را می گذاشتم؟ من هم عرض کردم که من کارنامه ی گفتار و پندار و عقاید آن ها را بازبینی کردم و آن ها را انسان هایی با شخصیت مثبت در تاریخ می دانم. من اصلا صلاح نمی بینم که عکس افرادی چون رضاشاه و یا محمدرضا شاه را که البته منکر خدماتشان هم نیستم آن بالا بگذارم چرا که "مظلوم" و "مغضوب" نبودند و با کودتا آمدند و دوباره با دخالت خارجی هم رفتند.
    دوست گرامی بر خلاف گفته ی شما با ساختن سد و جاده و راه آهن تا حدی در راه آباد سازی گام برداشته می شود اما دموکراسی به هیچ وجه حاصل نمی شود. هر وقت اولا شاه مشروطه سمبلیک باشد و دوما مردم و نمایندگان آن از شاه نهراسند و او را شخصیتی آقا بالاسر نبینند آنوقت حساب است. استبداد را توجیه نکنید دوست عزیز. موفق و موید باشید.

    پاسخحذف
  11. دوست کله شق و یکدنده من !پس حالا حالا ها با جمهوری اسلامی سر بکن تا معنی دیکتاتوری واقعی دستگیرت بشه !chariar

    پاسخحذف

ما از انتقادات شما پشتیبانی می کنیم ولی نظرات حاوی عبارات رکیک و همچنین اسپم حذف خواهند شد. با سپاس از دیدگاه های شما