‏نمایش پست‌ها با برچسب بدبختی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب بدبختی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰/۹/۵

هموطن عزیز، فرهنگ مرده پرستی محرم را یکبار و برای همیشه کنار بگذار

باز ماه محرم فرا رسید، ماه جشن و شادی اعراب برای سال نو عربی و ماه گریه و شیون شیعیان عمدتا ایرانی! واقعا جای تاسف و افسوس دارد که ایران با این پیشینه فرهنگ و تمدن که جشن هایش برخاسته از طبیعت و زیبایی بودند، به چنین بدبختی و ادباری افتاده است که نه تنها جشن های باستانی خود را فراموش می کند، بلکه برای فردی که با زبونی توسط قبیله خود و بر سر قدرت ۱۴۰۰ سال پیش به قتل رسیده بود تبدیل به یک الگو می شود. جالب اینجاست که مادامی که اعراب در حال جشن و سرور برای سال نوی خود هستند، شیعیان بر سر خود می کوبند که چرا ۱۴۰۰ سال پیش چند نفر به خاطر قدرت در بیابان ها همدیگر را نابود کرده اند.
هر روز هم بازار جعل تاریخ و اتفاقات روز عاشورا گرمتر می شود ولی کمتر کسیست که واقعیات را بداند، چرا که کسی که واقعیات تاریخی را بداند دیگر بر سر و روی خود نمی کوبد و عینک واقعبینی بر چشم می گذارد.
می گویند که به باورهای دیگران احترام بگذار و توهین نکن. اما چطور می توان بی تفاوت بود هنگامی که این عقاید ارتجاعی مردم را تا خرخره بت پرست و خرافاتی کرده و جامعه ایران را به خواری و خفت زیر دست ملای جنایتکار کشانده است؟ آیا جوامع مترقی حق ندارند که به این حماقت های جاهلیت مذهبی بخندند و آن ها را وحشی بنامند؟ زنده یاد احمد کسروی که من او را یکی از آگاه ترین و بیدارترین شخصیت های تاریخ معاصر ایران می دانم در یک جا به درستی اشاره کرده بود که "یکی از زشتکاری های بزرگ شیعیان ارج گذاشتن بر استخوان های مردگان است در صورتی که مرده را باید سوزاند و یا زیر خاک نهان کرد تا بوی گندش باعث آزار نشود، و بساط مرده پرستی شیعیان نیز به دلیل وحشی و بی فرهنگ بودن این گروه است!" وی در کتاب داوری می نویسد:
...در انديشه آنان (شیعیان) مردم بهر دينند . به اين معني كه خدا داشته و اين جهان و مردمان را آفريده كه آن گرامي داشتگان را بشناسند و جايگاه آنان را در نزد خدا بدانند و براي خشنودي خدا هميشه نامهاي آنان را به زبان رانند و درودها فرستند و به روي گورهاشان گنبدهاي سيمين و زرين افرازند و از راههاي دور بديدن آن گنبدها روند، سرگذشتهاي آنان را فراموش نساخته هميشه تازه نگهدارند، با دشمنان ايشان هميشه دشمن باشند...   شگفتست كه بازماندگان حسين خودشان پس از يكي دو سال، پيش آمد را فراموش ساختند و به زندگي پرداختند. چنانكه گفتيم علي بن الحسين با يزيد آشتي كرد و با او دوستي نمو د. سكينه دخترحسين كه به گفته روضه خوانان در ويرانه شام مرده است و باشد كه شيعيان به اين مرگ اوخروارها اشك ريخته اند، سالها پس از آن زيسته و زن مصعب بن زبير شده بود كه سپس نيززن عبدالملك بن مروان گرديد و با خوشيها زندگي بسر داد. ولي شيعيان پس از هزار و سيصد سال آن داستان را فراموش نمي كنند و آيا اين دليل روشني به سبك مغزي و بيخردي يك مردمي شمرده نخواهد بود؟!...


من در این جا از مرده پرستان می خواهم که پاسخ دهند در کل امامان شیعه نظیر حسین بن علی خدماتشان به بشریت چه بوده، تالیفات و کارآمدی آن ها چه بوده و کلا در زندگی خود چه کار کرده اند که تازه ما همانقدر و نه بیشتر آن ها را پاس بداریم. آیا با کشف دارویی جان هزاران بیمار را نجات داده اند؟ برای سهولت زندگی بشر تلاش کرده اند؟ مانند فردوسی ۳۰ سال از عمر خود را برای زنده کردن زبان و شکوفایی فرهنگ صرف کرده اند؟ از پایه گذاران دانش و معرفت جهانشمولی بوده اند؟ در این رابطه چطور آموزه های ابن سینا و یا ارسطو در جهان گسترش پیدا کرده ولی در مورد امامان شیعه حتی اعراب هم این افراد را نمی شناسند و جز چند حدیث متناقض که صحت و سقم آن هم مشخص نیست چیزی دیگر از آن ها در دست نیست. و مهم تر این که چه قداستی در امامان شیعه وجود دارد که از آن ها تصویری خداگون ارائه می شود و تمام راه های انتقاد هم بر آن ها بسته است؟
هموطن مومن من، کل کار این امامان چه بوده است که باید پس از ۱۴۰۰ سال بر روی خود گل بمالیم و به خود آزاری روی بیاوریم؟ تازه بر فرض این که امامان شیعه کار مثبتی را انجام داده باشند، چرا باید پس از ۱۴۰۰ سال برای آن ها عزاداری کنیم؟ ما شاید به همان اندازه کار مثبت می توانیم از آن ها به خوبی یاد کنیم و همچنان آن ها را دارای اشتباه هم بدانیم اما فایده این مرده پرستی چیست جز این که ملتی را از تعالی باز می دارد و او را به توسری خوردن هر چه بیشتر سوق می دهد. کارهای خرافی و زشت عزاداری برای کسی که پس از ۱۴۰۰ سال دیگر حتی خاکسترهای آن هم وجود ندارد هیچ پایه و اساس منطقی ندارد. مگر ما برای پدران و مادران خود که چندین سال پیش مرده اند هر سال چنین بساطی راه می اندازیم؟ 
واقعا این چه دینی است که فلسفه آن نه شادی که رنج و غم و اندوه است؟ همانطور که جسم انسان فانی نیست و قرار نیست برای همیشه بماند، امام حسین هم اگر در صحرای کربلا کشته نمی شد بلاخره روزی عمر فانی خود را از دست می داد و خب از مرگ هم راه گریزی نیست. وجدانتان را برای لحظه ای قاضی کنید که آیا خودتان دوست دارید که پس از فوت شما هر سال چنین مراسم هایی راه بیندازند؟ مطمئنا اگر خودشیفته افراطی نباشید و دچار بیماری هم نباشید پاسخ شما منفی خواهد بود! پس نیک دیده می شود که کل این بازی ها پوچ و از پایه غلط است، و علت آن هم چیزی جز بازی های سیاسی آن روزگار و دکان مردمفریبی آخوند در عصر کنونی نمی تواند باشد. ملتی که از طرفی فرهنگ و تاریخ وارسته خود را فراموش کند و منفورترین اشخاص عرب را هم به عنوان الگو قرار دهد، باید برای چنین جامعه ای افسوس خورد.

قبر امام حسین برای اهل قبور. چنین دم و دستگاهی توسط پول مردم ایران درست شده است
و برای فریب همین جامعه هم مورد استفاده قرار می گیرد

کودکان معمولا زود تحت تاثیر قرار می گیرند. خرافات ثبت شده در ذهن کودک
کل زندگی او را در بزرگسالی تحت شعاع قرار می دهد 

۱۳۹۰/۵/۱۲

هموطن اسلام را به زباله دانی بینداز که جز بدبختی و غصه چیزی برایت به ارمغان نیاورده است

نمی دانم که از کجا شروع کنم. این روزها خبرهای بد و ناراحت کننده زیاد منتشر می شود. گاهی وقت ها وقتی این خبرها را می خوانم دوست می داشتم که کاش اصلا در یک غاری و به دور از تکنولوژی روزگار سپری می کردم تا از شر خبرهای ناگوار راحت می شدم اما مگر وجدان اجازه می دهد که چشم به وقایع ایران بست و تمام این بدبختی ها و ادبار را نادیده گرفت؟ وقتی خبر دستگیری یک عده جوان را تنها به جرم شاد بودن و آب بازی کردن شنیدم بند دلم پاره شد. مضحک است که در مملکتی که از آن به عنوان گهواره ی تمدن یاد می شود شادی حرام باشد و یک عده که دشمنی آشکاری با فرهنگ ملی دارند بر آن مملکت حاکم باشند که کار آن ها رواج بدبختی و ادبار وغم و ماتم و سوگ و سوگواری برای مهملات مذهبی و توسری باشد.  مردم ما به دلیل بدبختی های روزمره که از عمد برای سردرگمی آن ها ایجاد کرده اند لبخند کم بر روی لبانشان می نشیند و بلاخره نیاز به شادی و تفریح دارند. با این حساب مردم از هر فرصتی استفاده کرده تا لااقل به فضای مرده و بی روح جامعه کمی نشاط بخشد. اما شادی مردم برای رژیمی که بنیاد آن را غم و عزاداری و دستورات پست و حقیر دینی اهریمنی تشکیل می دهد سخت گران می افتد و با مقابله با آن اقدام می کند, در کل هر آنچه که از خرد و ذوق و زیبایی سرچشمه گرفته را بر نمی تابد و آن چه را که مردم را بیشتر در ناراحتی و تو سر خود زدن سوق می دهد رواج می دهد. از نمونه های بارز آن می توان به جشن های زیبای ایرانی که برخاسته از طبیعت است اشاره کرد که به جز نوروز تمامی آن ها را رسما تعطیل کردند و تنها جشن نوروز را باقی گذاشتند که آن را هم باطنا تحمل نمی کنند و سالهاست در صدد تحریف و مصادره کردن و چسباندن آن به اسلام هستند! 

در خبرها آمده بود که قریب یک سوم مردم ما مشکل روانی دارند و این زنگ خطری برای جامعه ی جوان ماست که سرمایه های آینده کشور هستند. برای مردمی که شادی و تفریح ممنوع و حرام باشد و یک ماه از سال را برای عزاداری برای استخوان های امامان شیعه تعطیل کنند و رسانه ها و آموزش را از فرهنگ غم و بدبختی پر کنند و ماهواره را ممنوع کنند و پوشش شاد را و آزاد را از جامعه حذف کنند و صبح تا شب اراذل خود را مانند گرگ های درنده بر مردم گسیل بدارند که مواظب پوشش آن ها باشند و در جامعه دختر و پسر را از هم جدا کنند و اینترنت را به شدت محدود کنند و حتی تفریح یک عده جوان با تفنگ آبپاش را هم بر نتابند و آن ها را مانند مجرمان خطرناک دستگیر و با آن ها در اخبار مصاحبه کنند, روشن است که با این شرایط و همچنین خفقان شدید سیاسی یک سوم مردم روانی می شوند و امید خود را برای زندگی از دست می دهند و یا باید در هر صورت از مملکت آبا و اجدادی بگریزند و یا با این شرایط سخت بسازند و حتی در موارد زیادی متاسفانه خودکشی کنند. به دلیل فشارهای متعدد اجتماعی, بزهکاری و تجاوز به دیگران هم به شدت زیاد می شود و جامعه را به یک لجن عمیق پرتاب می کند.

هموطن عزیزم! اسلام را که برایت جز بدبختی و ستم و زورگویی و ادبار و غم و غصه و ویرانی چیزی نیاورده به دور بیانداز و به دنبال تفسیرهای زیبا از اسلام هم نگرد و نگو که اسلام این نیست و چیز دیگریست, نمایندگان اسلام تازه به دلیل تقیه و نبود مصلحت بسیاری از احکام دین را اجرا نمی کنند وگرنه از آخوند مسلمان تر وجود ندارد. دین ناخودآگاه وقتی با سیاست و "قدرت" آمیخته شود معجونی ویرانگر به وجود می آورد و اسلام هم به دلیل میل ذاتی آن و نمایندگانش به قدرت از آن مستثنی نیست. دین زمانی مناسب است که زندگی و معنویت مردم را آباد کند, اما آیا می شود با دین به جنگ نمایندگان همان دین رفت؟ مسلما نه. به دلیل تعلیمات افیونی مکتب آخوندها سی سال است که بدترین ستم ها وسرکوب ها و محدودیت ها به ملت روا شده است و همچنان هر روز خود را با شرایط موجود بیشتر وفق داده است و ظلم پذیرتر می شود. آیا در این 32 سال جز بدبختی و ادبار و غم و آدمکشی از رژیمی که دین را دستمایه ی خود قرار داده دستاوردی مشاهده شده است؟ آیا از دین و تعلیمات آخوندی نقاط مثبتی دیده اید؟ مگر نه آن است که میوه ی هر چیز را باید از درختش شناخت, آیا اگر این تعلیمات واقعا درست و برای زندگانه بهینه بوده اند اثرات آن هم مثبت نمی شد؟ هموطن عزیز! اسلامت را به زباله دانی بینداز که جز بدبختی و غصه چیزی برایت به ارمغان نیاورده است