‏نمایش پست‌ها با برچسب تعصب دینی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تعصب دینی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱/۴/۲۱

درود بر یاشار خامنه! از او و پدر دربندش حمایت کنیم




یاشار خامنه از نویسندگان کمپین امام نقی، که سابقا با نام مستعار یاشار نقی پژوه مطلب می نوشت به نوعی همکار به حساب می آییم چرا که هر دو در این پیج فعال بودیم (کما اینکه هنوز هم هستم) و دور از انصاف دیدم که حال گرفتاری برای او پیش آمده از او یاد نکنم. پدر یاشار خامنه به دلیل فعالیت فیسبوکی پسرش در بند جمهوری اسلامی است و هر وجدان سالمی تشخیص می دهد که پسر هرچند که برفرض گناهکار و مجرم باشد (که نیست) پدر و مادر و یا اطرافیان آن شخص نباید به واسطه آن مجازات شوند، و این در حالیست که عباس خامنه تهدید به اعدام شده است. آیا بر رفتار حکومت اسلامی جز آدمربایی بیشرمانه، نامی دیگر می توان داد؟ اساسا این چه عدالت اسلامیست که گریبانگر ما شده است، مگر آن که تصور کنیم یک عده دزد و جانی و آدمربا مانند راهزنان بی وجدان ١٤ قرن پیش بر مملکت ما مستولی شده اند که البته این تصور بیجا هم نیست و حقیقت دارد.
افراد جامعه هر آنگاه که از نقد سازنده خسته شده اند و به دلیل خفقان از ادامه آن بازمانده اند ناگزیر به نقد سوزنده و طنز و به سخره گرفتن خرافات دست زده اند و این موضوع امروز ماست. برای قشر جوان ما که نسلی سوخته به حساب می آیند و تمام آمال و آرزوهایشان در پستوی خفقان ٣٤ ساله این حکومت بر باد رفته است، راهی به جز باز کردن کمپین امام نقی نمانده است. گسترس طنزهای اینچنینی نشان از انحطاط جامعه ما به دست خرافات دارد، خرافاتی که دیگر در عمق جامعه ریشه دوانیده است و چشم بستن بر روی آن یعنی کنار آمده با آن، و کنار آمدن با آن خرافات که با آن به مردم ظلم می شود، به معنای ظلم پذیر شدن است. امروز نسل روشنفکر به خوبی می داند که مشکل ما دقیقا چه چیزیست، نه از آخوند (شخص) است که شخص برگرفته از ایدئولوژی است. آبشخور و ریشه این بدبختی را باید شناخت. من مسیحی نیستم اما در انجیل چه زیبا گفته شده است:

هر درخت نیکو، میوه نیکو می آورد و درخت بد، میوه بد می آورد. نمی تواند درخت خوب میوه بد آورد، و نه درخت بد میوه نیکو آورد. هر درختی که میوه نیکو نیاورد، بریده و در آتش افکنده شود. لهذا از میوه های ایشان، ایشان را خواهید شناخت *



اخیرا یاشار خامنه با صدای آمریکا مصاحبه کرده است. البته صدای آمریکا هم به شیوه بی بی سی به نوعی او را تحت فشار پرسش های محکوم کننده خود قرار داد تا به اصطلاح، بی طرفی خبرنگاری خود را ثابت کند. 


مصاحبه یاشار که اکنون به عنوان دانشجو در هلند به سر می برد از نظر من بسیار بجا و سخنانش نشان از تسلط به نفس خویش بود. وی می گفت که من به ایران باز نمی گردم چرا که روشن نیست با رفتن من چه پیش بیاید، ممکن است مرا اعدام کنند و وضعیت خانواده من هم بهبود نیابد. این حرف درست است. چون ممکن است که وزارت اطلاعات پدر وی را پس از مدتی تهدید ول کند اما با رفتن یاشار به ایران، جان او در معرض خطر جدی بوده و سرنوشتش مشخص است. بسیار مسخره و ضد انسانی است که پدر فردی را به خاطر آنچه توهین نامیده اند بازداشت و او را تهدید به مرگ کنند. دقیقا کاریست که تنها از حکومت ملایان بر می آید و بس. 
نوشتن نقد و حتی توهین سزایش مرگ نیست. قلم را باید با قلم جواب داد نه با شمشیر.  دوران چاقوکشی و اعدام به دلیل دگراندیشی به سر رسیده است و دوران روشنگری و قلم و اندیشه و جامعه مدنی مدت هاست که آغاز شده است. از یاشار خامنه دفاع می کنیم و او را تنها نمی گذاریم.
------------------------------------------------------------
* انجیل متی-باب ٧ ، ٢٠-١٧



۱۳۹۱/۳/۲

می شود چند نمونه از فعالیت های مثبت امام نقی را شرح دهید تا بفهمیم خدمت این آقا به بشریت چه بوده است؟

فکر می کنم که این بار چهارم است که درباره امام نقی و کمپین و شاهین نجفی و مسایل مرتبط می نویسم که بعد از فتوای ارتداد شاهین نجفی موضوع روز محافل اینترنتی هم شده است. امروز نیز خبر رسید که سایتی اینترنی به نام دهمین آغاز به فعالیت کرده که  نوید از قطع شدن اینترنت سرتاسر کشور در ٤ خرداد و به مدت ١٠ دقیقه می دهد، هرچند که خود سایت دهمین اعلام کرده که این کاری کاملا خودجوش و اختیاری است.
چندماهی است که بحث امام نقی که از طرف تنی چند از جوانان منتقد اسلام شکل گرفته  بسیار داغ شده است انتشار آهنگ آی نقی به اوج خود رسید. فعلا که دو جبهه روبه روی هم وجود دارد که اولی منتقد دین و حامی داستان های "نقی" و روبه روی آن جبهه ای مذهبی و عصیان از آنچه توهین به مذهبش می خواند، و مورد حمایت کامل معنوی و مالی حکومت. باید دید که این تقابل به کجا می رسد اما منتقدان دین بر خلاف دسته مذهبی غالبا ناچار هستند که در خفا فعالیت کنند و هرگونه اطلاعات شخصی را به دلیل مسایل امنیتی مخفی سازند.
بعد از تهدید های جانی فراوان از سوی قشر مذهبی تحت الحمایه حکومت علیه وبلاگنویسان و پیج فیسبوکی امام نقی، حال گویا فعالیت های فرهنگی آغاز کرده اند و وبلاگ های متعددی برای حمایت از شخصیت امام هادی به وجود آورده اند و هرچند که مدعی خودجوش بودن این فعالیت ها هستند اما احساس می شود که از لحاظ مالی از سوی حکومت تامین می شوند و اکثرا نیز وبلاگ هایی بسیجی ماب هستند که در ازای فعالیت از سوی حکومت پول دریافت می کنند. در صورتی که برخلاف تصور وبلاگ نویسان حکومتی، کمپین یاداوری امام نقی و صحفحات و وبلاگ های مرتبط با آن که از سوی منتقدان اسلام تشکیل شده است هیچ پشتوانه مالی از سوی "بیگانگان" و نه هیچ گروه دیگر نداشته و ندارد و مطالب آن عمدتا از سوی جوانانی تهیه می شود که از دین و سنت های ارثی و اجدادی سلطه گر بریده و بیزار شده اند. سایت تابناک در مقاله ای نوشته است که قطعی سایت های اینترنتی به دلیل اقدامات هتاکانه "خواننده وابسته رژیم صهیونیستی" اعمال می شود و در این جا دو نکته قابل تصور است: نخست این که چگونه شاهین نجفی به دلیل خواندن این ترانه می بایست وابسته اسرائیل شود و آیا این افترا و تهمت پوچ منطقی است؟ خواننده ای بریده از کمبودها و ضایعات اجتماعی ترانه ای خوانده که شاید اندکی مرهم دردهای جوانان رنج کشیده باشد و حالا از نظر افراد مذهبی توهین هم به حساب می آید چطور می تواند وابسته به اسرائیل باشد و آیا بین این دو موضوع رابطه ای منطقی وجود دارد؟! و دوما این که حتما این ترانه و حواشی آن دارای بازتاب ها و حمایت های زیادی در بین جوانان بوده که چنین حساسیتی را برانگیخته است وانگهی چه دلیلی داشت که رسانه های حکومتی را تا این حد به تکاپو وادار کند! شاید کمپین امام نقی تا چندماه پیش موقعیتی محدود داشت اما رسانه های حکومتی با جوسازی بر علیه آن، آن را به شهرتی غیر قابل پیشبینی نایل ساخته اند.
روشن نیست که چه مقدار سرمایه های مملکت صرف فعالیت های مجازی گروه سایبری حکومتی علیه منتقدان و تبلیغ امام هادی می شود. آیا بهتر نبود که این هزینه های میلیونی و نجومی صرف نیازهای ابتدایی مردم شود؟ شاید بلاخره زندگی هم خرج دارد و بایستی سربازات سایبری با بهانه مقابله با دشمنان دین و نظام درامدزایی کنند و اشتغال سازی شود! اما فعالیت های اینچنینی به بودجه های میلیاردی نیاز دارد و از جیب مردم صرف می شود. چطور می توان تصور کرد که از حقوق عقب افتاده کارگر زده شود و به این موضوعات بی نتیجه اختصاص داده شود؟ کشاکش میان دیندار و بیدین به ویژه امروزه به یمن فضای مجازی برای همیشه برقرار خواهد بود اما آیا درست است که بودجه های میلیاردی صرف چنین برنامه های یکطرفه و بیهوده ای شود که هیچ نتیجه ای دربر ندارد؟ آخوند که به دنبال دکان خویش است آیا آسایش و رفاه مردم برای او ذره ای اهمیت دارد؟ علی النقی و دفاع از شخصیت او مستمسکی برای حکومت و قدرت اوست و بس. باور کنید که خود علی النقی نیز در طول زندگی کوتاه و گمنام خود فعالیت خاصی را انجام نداد در غیر اینصورت اگر لیستی از فعالیت های مفید او را در نظر بگیریم نهایتا در همان سطح محترم خواهد بود اما آیا اثری بر خود به یادگار گذاشته و یا فعالیت جهانشمولی را انجام داده که شایسته اینچنین خداانگاری  از سوی ما باشد؟ به عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی بروید و از شخصیت امام نقی بپرسید بعید می دانم او را بشناسند زیرا که این فرد اصلا کاره ای نبوده است. روزی به دنیا آمده و روزی هم از دنیا رفته است و جز چندین فرزند و چند حدیث منتسب به او چیزی به یادگار نگذاشته است.


۱۳۹۱/۲/۲۴

آقایان مرجع تروریست، چرا حداقل برای دزدان 3 هزار میلیاردی فتوای مرگ صادر نمی کنید؟

بلاخره جهالت و تعصبات مذهبی کار خود را کرد و بعد از صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی نیز فتوای ارتداد شاهین نجفی را صادر نمود. حتی اگر این تهدیدات جانی جنبه نمایشی هم داشته باشند باز غیر قابل دفاع هستند و نشان از این دارد که دین ذاتا از خشونت به عنوان ابزاری برای پیشبرد خود و یا حداقل نابودی منتقدان بهره می گیرد. این که در قرن ٢١ یک عده برای منتقد خود یا اعتقادات خود فتوای مرگ صادر کنند بسیار مسخره و سخیف است. از نظر نگارنده فتوای مرگ که به منزله فرمان برای گرفتن جان مقدس آدمیست تحت هر شرایط و عنوانی محکوم است، اما اگر بنا بر فرض در مواقعی آن را ضروری بنامیم باید از این مراجع بپرسیم که چرا حداقل در مورد دزدان و اختلاس کنندان اقتصادی چنین فتوایی صادر نمی کنند! ٣ هزار میلیارد تومان رقم سرسام آوریست که تازه از پس پرده بیرون افتاده است و روشن نیست در پشت پرده چه خبر است اما مراجع عین خیالشان هم نیست و در چنین مواقع تنها سرشان را به صورت تصنعی تکان می دهند. آیا فریاد آن پیرمردی که در مواجه با تشریفات احمدی نژاد در بندرعباس فریاد "گرسنمه" را سر می داد می توان فراموش کرد؟ آیا صرف میلیون ها دلار برای بازسازی لبنان از سوی رژیم خامنه ای موضوعی است که بشود به سادگی از آن گذشت؟ چرا هدررفت میلیاردها تومن سرمایه مردم ایران برای مراجع ستمگر و افراطیونی که برده فکری آنها هستند موضوع بی اهمیتیست اما آهنگ شاهین نجفی ناگهان با اهمیت می شود و برایش فتوا هم صادر می شود؟ شاید این ها عواملی باشند که نان مراجع و افراطیون را آجر می کنند و یا کم کم باعث برچیده شدن دکان آن ها می شود وانگهی چه دلیلی دارد که خونشان به جوش بیاید! پرسش اینجاست که کدام به مملکت و ملت ضربه زده است؟ دزدی ٣ هزار میلیارد تومن از سرمایه مردمی و یا آهنگ یک خواننده در خارج کشور؟ و پرسش بعدی این که صدور فرمان ترور افراد منتقد چه معنی دارد جز این که خشونت اهریمنگونه دین را نمایان می کند؟
آنانی که ادعا دارند دین اصلا و رسما چنین نبوده و تنها رحمانیت است و بس، کلاهشان را قاضی کنند. از ترور کسروی(١) و رافق تقی(٢) تا فتوای ترور سلمان رشدی(٣) و شاهین نجفی، ذات دین اسلام را به خوبی نشان می دهد. چند روز اخیر نیز سایت تندرو شیعه آنلاین برای کشتن شاهین نجفی صد هزار دلار تعیین کرده که لابد از خزانه مایه گذاشته است! و جدا از آن وحشی بودن سرشت این دین و بردگان  آن را به وضوح نشان می دهد. آیت الله های تروریست مسلمان واقعی هستند و هیچ کس نمی تواند ادعا کند که آن ها مسلمان واقعی نیستند و این جور احکام را خودسر انجام می دهند. واقعیت و ذات دین چنان بوده است چنانچه پیغمبر اسلام نیز چندین فتوای مرگ به دلایل مشابهی صادر کرد. ( ٤، ٣، ٢، ١)
سایت حوزه در مورد ارتداد نوشته است:

«ارتداد» که از واژه «رد» گرفته شده، در لغت به معنای بازگشت است . در فرهنگ دینی، بازگشت به کفر ارتداد و رده نامیده می شود، البته مساله ارتداد و احکام جزایی مترتب بر آن به اسلام اختصاص ندارد . در برخی دیگر از ادیان و مذاهب بزرگ نیز هر گاه کسی از دین برگزیده و منتخب روی گرداند ، کافر به شمار می آید و بدان سبب که از دین سابق برگشته، مرتد خواند و مجازات در فرهنگ اسلامی از آن جهت که دین حقیقی نزد خدا اسلام است، هر کس خدای متعال یا وحدانیت وی، حیات پس از مرگ (معاد)، شریعت اسلامی یا نبوت حضرت محمد (ص) را باور نداشته باشد، کافر قلمداد می شود 



اکثریت مردم ایران ناخواسته مسلمان هستند و از وقتی به دنیا آمده ایم ما را همانند پدران و مادرانمان مسلمان نامیده اند. حال اگر به هر دلیل دین مزبور را نخواهیم و آن را باعث بدبختی یک جامعه بدانیم مرتد هستیم و مهدورالدم! مغلطه ای بزرگ تر از این نیست که یک دین کامل و ناب دانسته شود و هر آنچه غیر آن را باطل، و دگراندیش به دلیل نپذیرفتن و سرباز زدن از آن مرتد به حساب بیاید و تحت تعقیب قرار گیرد. به راستی که عقاید قبیله ای و وحشیگری بیابانی دارد خود را در قالب یک جمهوری ساختگی در قرن ٢١ نشان می دهد. همه افراد در انتخاب عقیده خود آزاد هستند اما مشکل اینجاست که دین خود را کامل و عین حقیقت می داند و دیگران را به پیروی از عقیده مجبور می سازد، و در جامعه مبتنی بر حکومت اسلامی فرد یا باید دیندار باشد و یا ناچار است که تظاهر به دینداری کند(ریا) وگرنه توسط حاکمان شرع مجازات می شود.
سایت حوزه در جای دیگر نوشته است:

کفار به سه گروه تقسیم می شوند:
1 . اهل کتاب: یهودی ها و مسیحی ها
2 . شبیه اهل کتاب: زرتشتی ها . بر اساس روایات، زرتشتیان دارای کتاب آسمانی بودند که در طول تاریخ از میان رفته است .
3 . مشرکان و سایر کفار


البته وقتی به یک نواندیش مسیحی در ایران رحم نمی کنند و او را به مرگ محکوم کرده اند، چنین اتفاقی قابل درک به نظر می رسد. از نظر اسلام همه به جز مسلمان به نوعی در زمره کفار هستند و از نظر شیعه که باز درصد کمی از کل مسلمین تشکیل می دهد، باقی مسلمانان را نیز گمراه و ناصبی می خواند! در کل فتوادهندگان شیعه از میان ٧ میلیارد انسان در کره خاکی، ٦ میلیارد را کافر و ٩٠٠ میلیون نفر را ناصبی گمراه می دانند و خودشان را قبول دارند. آیا این چیزی جز فاشیسم دینی محسوب می شود؟
حتی بیات زنجانی که نسبت به دیگر ملایان کمی بازتر و پشتیبان اصلاحطلبان به نظر می رسد در سایت خود قسمت احکام ارتداد نوشته است:

پس از آنکه ارتداد مرتد فطری نزد حاکم شرع ثابت شد، حاکم نباید او را- پس از اثبات- توبه دهد و توبه‏اش را قبول کند و حکم قتل را دربارۀ وی صادر نکند، مانند حدّ زنا که اگر به وسیلۀ شهود به اثبات برسد حاکم نمی‏تواند از آن بگذرد. 

این دین در قدرت خطرناک است و منتقدان خود را به مرگ تهدید می کند، و همین دلیل محکمی است بر این که باید هرچه زودتر از اریکه قدرت به پایین کشیده شود.  به دور از قدرت نیز باید بر آن زنجیری زد و آن را در مساجد محبوس نمود چرا که باز تضمینی برای رام شدن آن نیست. دینی که منتقدان خود را تهدید جانی کند و آن ها را همردیف خوک و سگ بداند هیچ جای دفاعی ندارد.
---------------------------------------
١- فتوا از سوی بروجردی
٢- فتوا از سوی لنکرانی
٣- فتوا از سوی خمینی



۱۳۹۱/۲/۲۰

زبان منتقدان آهنگ "آی نقی" زبان تهدید و ناسزا و خشونت است. روزنه ای برای بهبود وضع مملکت نمی بینم

همیشه گفته شده است که برای تحول و دگرگونی در یک جامعه، آنچه در وهله نخست لازم است بروز انقلابی در طرز تفکر جامعه و تلاش برای رفع ایرادهای خود است. اگر به جای تحول فکری و بنیادین به سراغ تغییر سیاست و سیاستمداران جامعه باشیم هیچ گاه موفق نخواهیم شد. این نکته مهم از این جهت گفته شد که مشاهده می شود هنوز آنچنان که باید و شاید، تغییر بنیادین در باورهای مردم صورت نگرفته لذا دریچه امیدی برای گذر از استبداد دینی مشاهده نمی شود.
دو روز پیش خواننده معروف رپ ایران، شاهین نجفی به انتشار آهنگی به نام "آی نقی" مبادرت ورزید که در طی چندین ساعت به موضوع داغی مبدل شد و واکنش ها و حساسیت های زیادی را برانگیخت. تاسف آور است که بسیار از افراد کنترل خود را از دست دادند و توهین های زیادی را به این فرد و طرفدرانش کردند و آن ها را با عبارات رکیکی به باد دشنام گرفته اند و حتی تهدید به مرگ کردند. اما نکته اینجاست که این فرد هیچ توهینی مرتکب نشده و فقط با خواندن نام نقی برخی از موضوعات مورد بحث جامعه را نقد کرده است.




اما اگر تصور کنیم که توهینی هم در کار بوده باشد، حرکت افرادی که داعیه مذهب مداری دارند بسیار سخیف و بی مقدار و متعصابه است و نشان دهنده این است که ذهنیت متعصبانه ای که باعث نابودی این مملکت شده است هنوز به قوت خود باقیست و تاسف آور این که در میان قشر جوانی که دسترسی به اینترنت دارند نیز مشاهده می شود. روشن نیست که این همه حجم توهین و عبارات رکیک و توهین و افترا برای چیست و چرا افراد دینمدار اینقدر ناسزا می گویند. ناسزا گویی از فقدان منطق و درک درست از فضای ایجاد شده به وجود می آید. کسی که نتواند احساسات خود را کنترل کند فرد بی منطقیست، وگرنه فردی که اصول منطق می فهمد حتی در برابر ناسزا نیز سخن حکیمانه می زند نه آن که در برابر موزیکی از یک فرد دگراندیش دهان بگشاید و حتی فرمان قتل صادر کند. این طرز تفکر تروریستی بن بست فکری بی پایانیست که جامعه ما را به قهقرا کشانیده و اکنون فعلا در جامعه مسلمانان دیده می شود. کسی که حرفی برای گفتن دارد با چاقو کشی و تهدید به قتل حرف خود را به کرسی نمی نشاند، ضمن این که عقیده ای که به وسیله سرنیزه حفظ شود باطل و منسوخ است و هیچ معیار عقلی ندارد. فقط کافی است به نظرهای سایت فرارو دقت کنید تا ببینید این عوام تا چه حد احساساتی و بی منطق هستند. نفرت و ترور و خشونت و طاعون فکری از این افراد می بارد و قابل شرح نیست!


شگفت آور است که اکثر مردم ما به جای نقد صحیح و منطقی یک اندیشه یا اثر، فقط ناسزا می گویند. گمان نمی کنم ملتی اینقدر بد دهن و فحاش در جهان وجود داشته باشد و برای همین است که بی منطق ترین ملت جهان هستیم. حالا اگر فردی سخن خاصی  زده است به خانواده و خواهر و مادر او عبارات رکیک را نسبت دادن به چه معناست؟ آیا ضعف فرهنگی و تربیتی جامعه ما را نمایان نمی کند؟
اقدام به تابوشکنی همیشه مورد حمله جمع جمیع عوام بوده است. من به شخصه روزنه امیدی نمی بینم. مردم ما مردمی هستند که نمی دانند چه می خواهند و اسیر بین سنت مدرنیته شده اند و چنان گیر افتاده اند که رهایی از آن سالها زمان می خواهد (خود شاهین نجفی در یکی از مصاحبه خود به همین نکته دقیقا اشاره کرده بود). مخالفت با حکومت کنونی لزوما به آزادی ختم نمی شود و روح جامعه ما بیمار است. مردم ما هنوز گرفتار تعصبات کور هستند و شاهین نجفی به درستی در همین موزیک به "سه درصد جمعیت کتابخوان" اشاره کرده است! چون مردم ما اکثرا یک صفحه هم راجع به دین نخوانده و نمی دانند اما تعصب کور فراوانی دارند. بسیاری از همین متعصبان با هزاران نفر می گردند و می خورند و می نوشند و موزیک های مدرن گوش می دهند، اما با گوش دادن چنین موزیکی چنان به خشم می آیند که اگر مخاطب را دم دستشان ببینند او را در جا می کشند. مثل این افراد با رفتارهای متناقض که کم هم نیستند به مثل زامبی هایی است که باید از آنان گریخت. معلوم نیست که چرا این افراد برای دفاع از عقیده خود این همه فحش های رکیک می دهند. هیچ چیز نمی دانند و اسیر تعصب هایی هستند که از بچگی به آنان القا شده است. همان جوانکی که مویش را تیفوسی و سیخ سیخی می کند و با پیراهنی با دکمه باز و زنجیر جلوی کامپیوتر می نشیند و در سایت یا وبلاگ خود به خواننده مورد نظر فحش های رکیک و زشت می دهد و او را مهدورالدم می داند. یا همان جوان خواننده ای که درگیر گرفتاری های موزیک زیرزمینی خودش است اما با شنیدن این موزیک خونش به جوش می آید و جلوی دوربین می نشیند و به خواننده آهنگ "آی نقی" ناسزا می گوید. این ها همه نشانه جهالت و تناقض رفتاری در جامعه ماست؛ در باتلاق میان سنت و مدرنیته در حال خفه شدن هستیم. تصور نمی کنم حالا حالا ها درمانی برای این بیماری وجود داشته باشد. مشکل ما در درجه اول حکومت نیست که حکومت برخاسته از همین ذهنیت مردم بوده است. هر حکومتی لایق مردمانش است.






این مطلب در بالاترین